اندر احوالات سال گاو
سال 2009 که بر اساس تقویم چینی سال گاو نامیده شده برای کسانیکه دید وسیعی به جهان دارند سال خوبی خواهد بود.

بر اساس پیشبینی کارشناسان چینی کسانی که کارهای گروهی را به فعالیت انفرادی ترجیح میدهند در این سال موفقتر از بقیه خواهند بود و بهطور کلی این سال برای انسانهای سخت کوش، موشکاف و کسانی که در برابر دیگران احساس مسئولیت میکنند، سال خوبی خواهد بود.
به گفته کارشناسان نیمه سوم ماههای ژانویه و نیمه دوم ماه فوریه سرشار از موفقیت خواهند بود، اوایل ماههای فوریه، مارس و آوریل با فشارهای اجتماعی همراه است، اواسط ماههای مه و سپتامبر پیش امدهای ناگهانی و تغییرات عمدهای رخ میدهد، دهه دوم ماه ژوئن لبریز از موفقیت و اواسط ماههای ژوییه، اوت و نوامبر نامشخص است، اواخر ماه اکتبر مجددا اوضاع متشنج میشود و اواسط ماه دسامبر سال دو هزارو نه تغییرات پیش بینی نشدهای در جهان رخ خواهد داد.

بر اساس این گزارش در سال گاو موفقیتهای حاصل از روابط دوستانه و فعالیت جمعی بیشتر خواهد بود و تمایل مردم به همکاری با سازمانهای اجتماعی افزایش مییابد و فعالیتهایی که مستلزم ترجیح دادن صلاح عمومی به نفع فردی و به خرج دادن جدیت و تدبیر بیشتر هستند راحتتر به نتیجه خواهند رسید.
در این سال احتمال تغییر شغل و بروز مناقشه با روسای کاری و مقامات کشوری، انتصابها و تغییر کادرهای غیر منتظره، پیشرفتهای شغلی و کسب وجهه خوب، تحکیم موقعیت مالی و سر سامان دادن هوشمندانه به وضعیت مالی وجود دارد اما در عین حال نباید خطر خسارت مالی و رکود را هم از نظر دور داشت.
علاوه بر این در سال گاو مردم باید بیشتر به فکر سلامتی خود باشند و به کودکان و بستگان خود نیز توجه بیشتری نشان دهند.

نقش روابط دوستانه در زندگی در سال جاری بیشتر میشود و خیلی از افراد در این سال به فکر سفر به مکانهای جدید و آغاز یک زندگی جدید میافتند. نکته مهم توجه به اولویتها و درجه بندی آنهاست.
: منبع ،
پرچم المپیک

بی شک همه شما بارها پرچم المپیک که تشکیل یافته از پنج حلقه درهم تنیده رنگی است را دیده اید.
آنگونه که نقل است شکل اولیه این حلقه ها بر روی ستونی در شهر باستانی المپیا محل انجام بازی های المپیک در عهد باستان مشاهده و به عنوان آرم المپیک انتخاب شده است.
رنگ این حلقه ها عبارت است از قرمز ، سبز ، سیاه، زرد و آبی که به ترتیب نماد پنج قاره جهان می باشند. ترتیب قرار گیری آنها هم معکوس ترتیب قرار گیری این قاره ها بر روی کره زمین می باشد.
از راست قرمز نماد قاره آمریکا ، سبز نماد قاره اروپا، سیاه نماد قاره آفریقا ، زرد نماد قاره آسیا و آبی نماد قاره اقیانوسیه است که در همتنیدگی این حلقه ها نیز نمادی از همبستگی و پیوند ملت های این قاره ها است که هدف اصلی برگزاری این مسابقات است.
نکته دیگر راجع به رنگ بندی حلقه های پرچم المپیک این است که پرچم تمامی کشورهای دنیا حداقل یکی از این پنج رنگ را در خود دارند .
ریشه تاریخی سلام نظامی
در قرون وسطی در اروپا جوانانی که وجه امتیاز خاصی نسبت به دیگران داشتند به شوالیه معروف بودند شوالیه ها در جنگهای تن به تن لباس زره میپوشیدند و کلاه خود فلزی به سر میگذاشتند واین کلاه ها صورت و حتی چشمانشان را هم میپوشاند
جالب است بدانید بالاآوردن دست راست و قرار دادن روی چشم یا روی شقیقه و پیشانی که اکنون در همه ارتشهای دنیا مرسوم است و سلام نظامیها میباشد از شوالیه های قرون وسطی گرفته شده است .
وقتی شوالیه ها با لباس زره و کلاه خود فلزی به یکدیگرمیرسیدند دست خود را به طرف لولاهای فلزی روی کلاه خود که سر و صورتشان را پوشانده بود میبردند و آن را کنار میزدند تا چشمهای آنها ظاهر شود و رقیب خود را ببینند و به این ترتیب به ادای احترام میپرداختند .
همین عمل بعدها به یك نوع آداب ادای احترام در تمام ارتش های دنیا تبدیل شد.
درباره ۱۳ و سیزده بدر
چنانكه تورات در سفر خروج باب 11 و 12 ، در روز سیزدهی فروردین (= روز سیزدهم سال نو مصری) از برخورد ستارهی دنباله داری با زمین گزارش میدهد كه در فضای زمین درخشیده ، بطوری كه در افق ایران هم دیده شده است. بر اثر این برخورد زمین لرزهی سهمناكی روی داده ، آتش فشانها به آتش فشانی پرداخته ، كاخها ویران گشته و بسیاری از مردم جان خود را از دست دادهاند.
مسیحیان هم از آنجا كه در آخرین غذای حضرت عیسا (= شام آخر) سیزده نفر بر سر سفره بودهاند و خیانت یكی از آنان موجب مصلوب شدن مسیح گردیده ؛ این عدد را شوم میدانند و هرگز سیزده نفر بر سر یك سفره غذا نمیخورند.
دكتر محمود روح الامینی در این مورد میگوید: من خود شاهد بودم كه در یك خانوادهی كاتولیك فرانسوی به علت نیامدن یكی از مهمانها ، میزبان جمع سیزده نفری را به دو گروه تقسیم نمود و در دو اتاق جداگانه شام داد تا از بدشگونی این عدد پرهیز كرده باشد.
شمارهی سیزده در تاریخ یونان هم به این نا خجستگی مبتلاست ، چنانكه در تاریخ آنان هم آمده است كه فیلیپ پدر اسكندر مقدونی مجسمهی خود را در معبدی گذاشت كه دوازده مجسمهی دیگر از خدایان در آن بود ، اما پس از زمانی كوتاه نامباركی عدد سیزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسید.
ژرژ سیمس نویسندهی اروپایی هنگامی كه در سال 1894 به كلوپ شمارهی 13 فرا خوانده شد ، دعوت را رد كرد و در پاسخ دعوت نامه نوشت: آقایان ؛ دعوت نامهی شما رسید، از لطفتان سپاسگزارم... دوستان ؛ اگر من سرپرست خانوادهای نبودم و رعایت حالشان بر من واجب نبود ، با نهایت اشتیاق میآمدم و هر پیشامدی – هر چند ناخوشایند – را هم استقبال میكردم. اما اكنون چون متعهد به ادارهی خانوادهای هستم ، میترسم نحوست عدد 13 شمارهی كلوپ دامنم را بگیرد و در زندگیام اثر بگذارد و مرا گرفتار مصیبتی كند كه خانوادهام بیسرپرست بماند. از این رو از شما پوزش میخواهم.
در فرهنگ نمادها نیز سیزده را عددی میدانند كه خود را از نظم هستی جدا كرده و آهنگ طبیعی جهان را دنبال نمیكند. به همین دلیل است كه بسیاری از شركتهای هواپیمایی – از جمله شركت هواپیمایی "هما" در ایران – ردیف سیزده را ندارد. و همچنین در شماره گذاری خانهها از نصب پلاك (13) خوداری میكنند و به جای آن(1+ 12) مینویسند.
دكتر مهرداد بهار در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نكات جالبی بیان میدارد كه از وی نقل قول میكنیم. ا و میگوید:
"گاهی از خود میپرسیم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سیزدهم عید چیست؟ چرا كار كردن و پرداختن به امور جاری در این روز نحس است؟ باید گفت زیر تأثیر نجوم بینالنهرینی ، اساطیر نجومی در ایران شكل میگیرد كه بنا بر آن هر یك از دوازده اختر كه خود بر یكی از برجهای دوازدهگانه حاكم است ، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد. از این رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پایان دوازده هزار سال ، آسمان و زمین در هم خواهد شد. محتملاً ، این اسطوره خود نیز ریشهای بابلی دارد و ظاهراً باور بر آن بوده است كه در اصل ، پس از دوازده هزار سال ، آشفتگی آغازین باز میگردد. به گمان انسان اعصار كهن آن چه در كیهان بزرگ (هستی) رخ میداد ، در كیهان ُخرد (در جهان انسانی) نیز رخ میداد ؛ این عقیده ریشه از همانجا دارد كه گفتیم انسان كه تنها قادر به شناخت نسبی خود بود ، جهان را قیاس از خویش میگرفت و گمان میكرد كیهان بزرگ همچون اوست. با این باور بود ، كه سال دوازده ماهه را را توجیه میكردند. طبعا ً عوامل نجومی دیگری چون گردش ماه در این امر و پدید آمدن سا ل دوازده ماهه مؤثر بوده است ، اما توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارسالهی هستی ، بهترین توجیهی به نظر میرسید كه در چار چوب اعتقادات كهن میگنجید. جشنهای دوازده روزهی آغاز سال نیز با این سا ل دوازده ماهه و دورهی دوازده هزار سالهی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش میآمد ، سرنوشت سال خود میانگاشت و گمان میكرد اگر روزهای نوروزی به اندوه بگذرد ، همهی سا ل به اندوه خواهد گذشت. بسیاری از این باورها هنوز برجاست ، مختصر آن كه دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همهی سال بود.
اما اگر در پایان دوازده هزار سال جهان درهم میشد و آشفتگی نخستین ، باز میگشت ، و اگر به نشان آن ، در پایان هر سال قانون از میان بر میخاست ، پس در پایان دوازده روز نیز یك روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود داشت. در این روز كار كردن ، و نظام عمومی را رعایت كردن نیز از میان برمیخاست و شاید عیاشیها و "ارجی" باری دیگر برای یك روز باز میگشت. نحسی سیزدهم عید نشان فرو ریختن واپسین جهان و نظام آن بود".
دكتر بهرام فره وشی در مورد گجستگی عدد سیزده میگوید:
"در اساطیر ایرانی عمر جهان هستی دوازده هزار سال است و عدد 12 هم از بروج دوازده گانه گرفته شده است. پس از این دوازده هزار سال عمر جهان بسته میشود و انسانهایی كه در جهان هستی وظیفه شان جنگ با اهریمن بوده است به پیروزی نهایی میرسند. از آن پس دیگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آ دمیان به جایگاه ابدی خویش ، به عالم مینو باز میگردند. با دا نستن این موضوع میتوان گفت كه اولین دوازده روز فروردین تمثیلی از این دوازده هزار سال است و روز سیزدهم تمثیلی از هزارهی سیزدهم میتواند باشد كه آغاز رهایش از جهان مادی است و از این رو روز سیزدهم میتواند روز باز گشت ارواح به جهان مینوی و روز رهایش كیهانی باشد".
دكتر میر جلال الدین كزازی نیز در مورد عدد سیزده و روز سیزده بدر نظری دارد كه شنیدنی است. او میگوید:
"یك دیدگاه فرهنگی است كه ما میتوانیم با كند و كاو در باور شناسی و نماد شناسی كهن ایرانی ، ریشهها و خاستگاههای بی شگونی 13 را به در كشیم و بررسیم. در این باور شناسی پارهای از شمار
(اعداد) ارزش نمادین داشته است.
عدد یك (= 1) در باورشناسی باستانی ایران نشانهی راز آلود خداوند است. عدد دو (= 2) ارزش آیینی دارد: آسمان و زمین ، نرینه و مادینه و... دو بدین سان ساختار و سرشت آفرینش را برما روشن میدارد. كاربردهای نمادین عدد سه (= 3) این است كه این شمار به گونهای راز آلود ، آفرینش و پدیدهی هستی را نشان میدهد. در باورهای ایران از زادگان سه گانه و یا موالید ثلاث سخن به میان رفته ، زادگان سه گانه كانی و یا جاندار است. عدد چهار (=4) ، چهار گوهر را نشان میدهد. در پنج (= 5) میتوانیم از پنج حس سخن بگوییم. در شش (= 6) به شیوهی نمادین جهان آشكار میشود و ما معتقدیم پدیدههای گِتی شش سویه هستند. اما هفت (= 7) در میان یكان از كارآ یی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است. عدد هشت (= 8) با بهشت در پیوند است. عدد ُنه (= 9) باز شماری است كه در فرهنگ ایرانی ارزش آیینی ویژهای دارد و از شمار سپند (مقدس ، پاك) است. عدد دوازده (12) در نماد شناسی نشانهی كمال است. دوازده در گروه خودش ارزش بسیار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داریم. هفت در عدد دوازده گردان است پس اگر دوازده را نشانهی كما ل بدانیم ، این عدد خجسته ترین خواهد بود، زیرا آرمان آفرینش رسیدن به سر آمدگی و كمال است. پس اگر به شمار سیزده (= 13) رسیدید ، این همه از میان خواهد رفت و زمانی كه به چهارده میرسیم ، دوباره گجستگی روی میدهد. ایرانیان از دیر زمان روز 13 را از خانه بیرون میرفتند كه بی شگونی این روز را از خود دور بدارند. شاید یكی از دلایلی كه عدد 13 نزد ایرانیان نحس است و مردم برای فرار از این نحسی ، روز سیزده بدر را در دامان طبیعت به سر میبرند ، ترویج فرهنگ بد شگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است ".
دكتر كزازی در مورد كسانی كه سخت به نحوست این روز اعتقاد دارند و از آن زیان میبینند ، میگوید: " این زیان در گجستگی عدد 13 نیست ، بلكه در باوری است كه آنها به این گجستگی دارند. باور به گجستگی آن نیروهای درونی و بیرونی با ور را با او همسو و همگرا و كانونی میكند و نیروها اثری بر پیرامون میگذارد ".
و اما پیشینه و انگیزهی عدد سیزده هر چه كه باشد، در ایران همیشه رسم برآن بوده كه روز سیزدهی نوروز – سیزدهی فروردین – تمامی مردم از شهری و روستایی و از هر طبقه و دسته ، باید از خا نهها بیرون آمده و خود را به دشت و صحرا بسپارند. و دیگر اینكه جایز نیست – حتا برای زما نی كوتاه – به خانههای یكدیگر وارد شده و صاحب خانه را گرفتار نحوست نمایند.
چنانكه علامه عباسعلی كیوان ، در خاطرات هفتاد سالهاش از باور مردم شهر خود قزوین در این باره در كتاب خود كیوان نامه مینویسد:
"روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و باز دید ، به خانهای رفت ، هم صاحبخا نه به فال بد میگرفت و میگفت نحوست را به خانهی من آوردهاند و هم رونده نمیخواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آن چه بلا در این سال بیاید ، آن روز مقدر وتقسیم میشود. پس خوب است ما درشهر و خانهی خود نباشیم ، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیافتیم."
بسیاری از مراسمی كه در جشن سیزده در ایران برگزاز میشود ، معانی اساطیری و تمثیلی دارد. شادی و خنده به معنای فرو ریختن پلیدی و اندیشههای تیره ؛ مهربانی و روبوسی ، نماد آشتی و استحكام دوستی و پاكیزگی از دشمنی و عداوت ؛ به آب افكندن سبزههای هفت سین به آب رونده نماد فدیه به ایزد بانوی آب (آناهیتا) ؛ خوردن غذا در دشت نماد فدیهی گوسفند بریان ؛ گره زدن سبزه برای باز شدن بخت ، تمثیلی از پیوند زن و مرد و ادامهی نسل است.
از رسمهای دیگر جشن سیزده بدر كه در گذشته بسیار معمول بوده ، شركت در مسابقات بُرد و باختی به ویژه اسب دوانی است كه یاد آور نبرد ایزد باران با دیو خشكسالی است.
از دیگر رسمهای شوخی آمیز روز سیزده كه مشخص نیست نخست از كجا آغاز شده ، دروغ روز سیزده است. چنان كه اروپاییان نیز روز اول آوریل كه به روز سیزدهی فروردین ما بسیار نزدیك است ، (هر چهار سا ل یك بار سیزدهی فروردین و اول آوریل برابر میشوند) این رسم را دارند. بطوریكه روز اول آ وریل سال رادیو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود كه امروز برج ایفل خراب خواهد شد. با شنیدن این خبر عدهی زیادی حیران و هیجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلامیهی دروغ اول آوریل روبرو شدند.
سال موش
بر اساس تقویم چینی سال آینده (1387) سال موش است. این سال اولین سال در تقویم دوازده سالی چینی است . بر اساس باور مردمان چین متولدین این سال افراد بسیار محبوبی هستند و استعداد بالایی برای انجام كارهای هنری و آفرینش دارند.

از افراد مشهور متولد سال موش می توان به نویسندگان مشهوری همچون شكسپیر ، راسین، جرج ساند، تولستوی، دوفو، ژول ورن، دوده، كاترین منسفلد، شارلوت برونته، آنتوان دوسنت اگزوپری و اوژن یونسكو اشاره كرد . همچنین وینستون چرچیل، پابلو كازالس، هانری تولوزلوترك، هیملر ،موزارت، لویی آرمسترانگ و ماتاهاری نیز متولد سال موش بوده اند.
اطلاعات بیشتر درباره سال موش و تقویم چینی را در اینجا می توانید مشاهده كنید
برخی آئین های چهار شنبه سوری
چهارشنبه سوری نام جشن و آیینی است که ایرانیان در آخرین شب سهشنبهٔ هر سال شمسی برگزار میکنند.
در این شب رسم است که آتش روشن کنند و از روی آن بپرند و در زمان پریدن بخوانند که: «زردی من از تو، سرخی تو از من». این جشن به شکل امروزی ریشهای در قبل از اسلام ندارد. در عین حال، مراسم سنتی مربوط به این روز که از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست ، در شهرهای بزرگ رو به فراموشی میرود، و جای خود را به آتشبازی و انفجار ترقهها و فشفشهها دادهاست.
برخی آیینها
فال گوش ایستادن
یكی از رسمهای چهارشنبهسوری است كه در آن دختران جوان نیت میكنند، پشت دیواری میایستند و به سخن رهگذران گوش فرا میدهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را میگیرند.
قاشقزنی
در این رسم دختران و پسران جوان چادری بر سر و روی خود میكشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود میروند. صاحبخانه از صدای قاشقهایی كه به كاسهها میخورد به در خانه آمده و به كاسههای آنها آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شكلات، نقل و حتی پول میریزد.
آتش افروزی
جالبترین و مرسوم ترین مراسم این شب برپا کردن آتش در سر گذرها ، بر سر بامها ویا در حیاط خانه ها می باشد که افراد شرکت کننده در کنار آتش جمع می شوند و همراه با رقص و آواز یک به یک از روی آتش می پرند و جمله «سرخی تو از من ، زردی من از تو» را تکرار می کنند به این معنی که سرخی و تازگی و روشنایی آتش از آن من و زردی و مریضی و بدی من نیز از آن آتش تا در آتش بسوزد و پاک شود.
کوزه شکنی
ما ایرانیان در این شب رسمی داشتیم به نام کوزه شکنی.این رسم به این شکل انجام می شد که در کوزه ای کمی زغال(نشانه سیاه بختی) و اندکی نمک(نشانه شوری چشم) و یک سکه کم ارزش می گذاشتند و بعد از کمی رقص و گرداندن این کوزه به صورت دست به دست ، نفر آخر آن را بر سر بام می برد و از بالا به پایین می انداخت.البته هنوز این مراسم در اکثر خانواده های اصیل ایرانی اجرا می شود .
آجیل و شیرینی
پس از مراسم کوزه شکنی اهل خانواده گرد هم جمع می شدند و به خوردن آجیل مشکل گشا« شامل ۷ نوع خشکبار» و شیرینی می پرداختند و به شادی و تفنن مشغول می گشتند.
مراسمات دیگری نیز در این شب میمون بر پا می شود که به طور اجمالی فقط نام آنها را در اینجا میبرم.
توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ،<<< بخت گشائی دختران!!! >>> ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.....
چیزهایی كه درباره پیكاسو نمی دانستید
جان ریچاردسن نزدیكترین فرد به پیكاسو ،در جلد سوم بیوگرافی مفصلی كه درباره پیكاسو نوشته است به نكات تازه ای درباره این هنرمند مشهور اشاره كرده است :

1-پیكاسو خیلی خرافاتی بوده.
در سال های پایانی عمرش ، به همسرش اجازه نداد كه كت قدیمی اش را به باغبانشان ببخشد زیرا كه تصور می كرد این عمل ممكن است باعث از بین رفتن بخشی از نبوغ او بشود.
2-او از رانندگی متنفر بود
پیكاسو نگران بود كه رانندگی می تواند به دستهای وی آسیب برساند . لیموزین لوكس اسپانیایی وی كه در زمان خودش یكی از بهترین ها بود همیشه توسط راننده تردد می کرد.
3- او از كوكو شانل (طراح مد فرانسوی) وحشت داشت

در حالیكه كوكو شانل علاقه مند بود تا اوقاتش را با وی بگذراند. سال ها بعد كوكوشانل به پیكاسو گفت كه « تو تنها كسی هستی كه واقعا برای من الهام بخش بودی» . اما ریچاردسون احتمال می دهد كه پیكاسو در مقابل وی احتیاط می كرده . او می نویسد :« كوكو بیش از اندازه مشهور بود و به اندازه كافی فروتن نبود »
4-خرق عادت
در بسیاری از نقاشی های زنان برهنه وی در سال های دهه 1920 او با فاصله گرفتن از عرف رایج باسن مدل هایش را به وضوح به تصویر می كشید.
5- پیكاسو بیشتر از آنكه شما فكرش را بكنید خودپرست بود
او به یكی از دوستانش گفته بود «خدا واقعا یك هنرمند دیگر است ..... مثل من». «من خدا هستم . من خدا هستم . من خدا هستم»
هفته نامه تایم 26 نوامبر 2007
مفهوم طرح ها و نمادهای یك دلاری
اسكناس یك دلاری اگر سمبلیك ترین پول دنیا نباشد حداقل یكی از اسكناسهایی است كه بیشترین نمادها و سمبلها در آن به كار رفته است.
هرچند كه نمادها میتوانند تفاسیر مختلفی داشته باشند ولی تلاش شده كه اطلاعات زیر، درباره طراحی و مفهوم بعضی از تصاویر اسكناس یك دلاری بر اساس نقطه نظرات تاریخی (و در مواردی بر پایه تعابیر ثبت نشده) ارائه شود.
بر اساس اطلاعات وزارت دارایی آمریكا، همزمان با آغاز رواج شعار «ما به خدا اعتماد داریم» این عبارت را بر روی پول كاغذی درج كردند(IN GOD WE TRUST). این شعار قبلا روی پول فلزی درج شده بود.
این پول كاغذی در واقع مخلوطی از پنبه و كتان است كه فیبرهای بسیار ریز ابریشمی به رنگهای آبی و قرمز در سرتاسر آن پخش شده است. اینها مواد اصلی هستند. همگی ما این اسكناس را میشوریم بدون آن كه این كار سبب پاره شدن آن شود. در این كاغذ از مخلوط بخصوصی از جوهر استفاده شده است كه ما هرگز تركیب آن را نخواهیم دانست. این كاغذ بارها با نمادهای مختلف تجدید چاپ شد. سپس طوری آن را خشك كردند تا در برابر آب مقاوم باشد و در عین حال بعد از چاپ ظاهر آراستهای داشته باشد.
اگر اسكناس را برگردانید دو دایره میبینید. این دو دایره ارایه كننده دو وجه مهر بزرگ آمریكا هستند.
بستنی
تاریخچه بستنی
احتمالاً آب میوهی سرد شده در بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین از 3000 سال پیش شناخته شده را می توان اولین بستنی ها دانست و طبق اطلاعات موجود، رومیهای قدیم از برف کوهها برای سرد کردن آب میوه استفاده میکردهاند. از آن تاریخ تا قرن هیجدهم میلادی، مدارک زیادی در دست نیست، تا این که مارکوپولو سیاح مشهور ونیزی در بازگشت از سفر مشهورش به آسیا اطلاعاتی در زمینهی ساخت شیرینی از شیر منجمد(احتمالاً نوعی بستنی میوهای امروزی) را همراه خود از چین آورد.

این روش در ونیز مورد استفاده قرار گرفت و سپس در سرتاسر ایتالیا گسترش یافت. به تدریج کشورهای دیگر اروپایی نیز از این روش برای تهیه بستنی استفاده کردند.
در ایران، بستنی ابتدا به صورت سنتی و دستی با عنوان "بستنی زعفرانی" تهیه میشد. این بستنی درون ظرفی(بشکه ای) دو جداره درست میشد؛ به این صورت که درون جدار داخلی شیر، خامه، شکر، ثعلب و زعفران، و در جدار بیرونی یخ و نمک ریخته میشد؛ سپس بشکه را مرتباً تکان میدادند تا بستنی تهیه شود. اما امروزه این صنعت توسعهی فراوان یافته و تقریباً در تمام شهرهای ایران به صورت صنعتی تهیه و مصرف میگردد.....
بستنی در ایران
تهیه بستنی در ایران متداول نبود و در قرن نوزدهم از اروپا به ایران انتقال یافت و متداول شد. در حقیقت از سفر سوم ناصرالدینشاه به اروپا، پلومبیر نام محلی ییلاقی در فرانسه است كه بستنی خوشمزهای در آنجا تهیه میشد و نام پلومبیر یعنی نوعی بستنی كه با مخلفاتی همراه است از این شهر منشاء گرفته است.

میگویند در سال آخر سلطنت ناصرالدین شاه ساختن بستنی در ایران متداول شد و معروفترین بستنی فروش بعدی تهران یعنی ممدریش بستنی خامهدار مخصوصی تهیه میكرد كه در تهران مردم استقبال زیادی از آن كردند. این بستنی با ثعلب تهیه میشد. یخ و نمك را در بشكهای ریخته داخل بشكه را شیر میریختند و با وسایل مخصوص و تمهیدات زیاد و تكان دادن و چرخاندن ظرف از آن بستنی تهیه میكردند. بستنیفروشیهای دورهگرد به زودی در تهران پیدا شدند كه بستنی را در همان محفظهها میگرداندند و با نان مخصوص عرضه میكردند.
میرزا رضا كرمانی قاتل ناصرالدینشاه در روز پنجشنبه 11 اردیبهشت 1275/16 ذیقعده 1313 ه.ق/ در تهران بود و از دكان ممد ریش بستنی خرید و خورد. روز بعد هنگام ظهر ناصرالدینشاه را داخل حرم مطهر حضرت عبدالعظیم(ع) ترور كرد. میگویند مامورین نظمیه كه سرگرم تحقیق و تفحص درباره ریشههای ترور بودند وقتی دانستند یك روز قبل میرزا رضا از ممد ریش بستنی خریده و خورده است به سراغ او رفتند و او را به نظمیه برده زیر اشكلك انداخته و شكنجهاش كردند و مرتبا میپرسیدند:< پدر سوخته در بستنی چه ریخته بودی كه میرزا رضای شالفروش فقیر كرمانی را آنقدر جرات بخشیده بود كه شاه مملكت را بكشد. زودباش بگو و حقیقت را بیان كن.>
بیچاره ممد ریش كه تركه انار زیادی كف پایش زده و ضمنا او را به اشكلك بسته بودند هرچه قسم میخورد كه به پیر، به پیغمبر من دخالت و مشاركتی در طرح ترور اعلی حضرت نداشتهام از او نمیپذیرفتند. او گریهكنان گفت: <من روزی 1000 بستنی میفروشم. اگر قرار است هركس بستنی بخورد آدم بكشد پس چرا تهران پر از تروریست و آدمكش نمیشود!؟>

بستنی ممد ریش شهرت زیادی در تهران به دست آورد. بستنیفروشی او در جنوب شهر بود و در بهار و تابستان غلغلهای در دكان دو نبش او كه سه نبش و چهارنبش هم شد بر پا میشد او تا حدود سالهای 1335-1334 زنده بود. بستنی خامهای پر از گلاب و خامه و هل و بسیار مایهدار و كشآمدنی، كاملا سفید مانند برف لای دو نان مخصوص معروف به حصیری كه روزانه چند هزار دانه از آن به فروش میرفت. سالها بستنی به همان سادگی و رنگ شیری عرضه میشد تا اینكه در حدود سال 1329 بستنی ماشینی كالیفرنیا به بازار آمد و ذایقهها بدان عادت كرد. بعدها بستنی زعفرانی زردرنگ نیز شهرت یافت .
دیگر بستی فروش مشهوری که شهرتش حتی به شهرهایی مانند لوس آنجلس و پاریس هم رسیده است اکبر مشدی است. نام واقعی این شخص اکبر مشهدی ملایری بود. وی در ابتدا شکر و چای را شمال می برد و از آنجا هیزم به تهران می آورد.هنگامی که وی ۲۰ ساله بود که با ممد ریش آشنا شد و از طریق آشنایان وی توانست به آشپزخانه دربار مظفرالدین شاه راه پیدا کند و تا آخر دوره قاجاریه در دربار بستنی سرو می کرد.
بعد از انقراض سلسله قاجاریه ،رضا شاه تمامی پرسنل و خدمه دربار ازجمله اکبر مشهدی ملایری را از دربار اخراج کرد . اکبر مشهدی ملایری بعد از این واقعه با پولی که در مدت خدمت در دربار جمع کرده بود توانست مغازه بستنی فروشی خود را در درحوالی میدان راه آهن با نام بستنی فروشی اکبر مشدی افتتاح کند. وی معتقد بود که بستنی های ایرانی باید کاملا با بستنی های خارجی فرق داشته باشد و ایرانی ها ترجیح می دهند تا در بستنی هایشان خامه ، گلاب و زعفران بیشتر از نگهدارنده ها ی دیگر باشد.
آن زمان هنوز یخچال ساخته نشده بود و وی مجبور بود برای تهیه یخ از یخچال های طبیعی راه های طولانی تا کوه های شمال شهر را طی کند . گاه تا عمق ۶۰ متری در دل یخچال های طبیعی پایین برود.تا ذره ای یخ بدست بیاورد.
به زودی شهرت وی بقدری زیاد شد که رجال مملکتی و سفرای خارجی مقیم تهران نیز به مشتریان پرو پا قرص اکبر مشدی تبدیل شدند. نقل است که فخرالدوله مادر دکتر امینی (نخست وزیر وقت) از اکبر مشدی خواسته بود تا با هزینه وی به فرانسه سفر کند و برای مهمانان وی بستنی سرو کند.
اکبر مشدی در ۹۲ سالگی بر اثر عارضه کلیوی فوت کرد . خبر فوت وی حتی در روزنامه های عراق و پاکستان هم انعکاس یافته بود. یکی از دیپلمات های پاکستانی مقاله ای را برای بزرگداشت اکبر مشدی در روزنامه نوشت.

با گذشت سال ها و افزایش شهر نشینی و بالار فتن مشتریان بستنی ، بستنی به تدریج به صورت لیوان كاغذی عرضه شد اما بستنیفروشان سنتی از این كار خودداری كردند (و میكنند.) بستنی بلوت كه انواع رنگها را در بستنی توت و شاهتوت و قهوه و كاكائو و پرتقال و لیمو و آناناس و موز و غیره عرضه میداشت زمانی بازار بسیار پررونقی داشت.
اكنون انواع بستنیها در ایران عرضه میشود و البته بستنیهای تهیه شده در كارخانههای معروف كه پس از تولید در كامیون مجهز به سردخانه به فروشگاهها انتقال یافته و در یخچال فروشگاهها قرار میگیرد ، فروش بسیار گستردهتری دارد....
نکات جالبی راجع به بستنی
*كودكان بین سنین 2 تا 12 سال بیشترین دوستداران بستنی هستند و افراد بالای 45 سال هم از خوردن بستنی بیشترین لذت را میبرند.
*برای خوردن یك بستنی قیفی تقریبا باید 50 بار آن را لیس زد.
*خوردن بستنی در شهر نیوجرسی آمریكا بعد از ساعت 6 بعد از ظهر بدون اجازه پزشك ممنوع است.
*آمریكا بیشترین مصرف كننده بستنی در جهان است. آمریكا با ساخت بیش از 1/5 میلیارد گالن بستنی در رده اول تولید بستنی در جهان است.
* 50 درصد آمریكایی ها بستنی را با سگ و گربه خود قسمت میكنند.
*مردان بیشتر از زنان علاقه به خوردن بستنی به عنوان دسر دارند.
*بیشترین مقدار وانیل بهكار برده شده در بستنی در ماداگاسكار تهیه میشود.
*شكلات پرطرفدارترین شهد بهكار رفته روی بستنی است.
*تقریبا 13 درصد مردان و 8 درصد از زنان بعد از اتمام بستنی، ظرف بستنی خود را لیس میزنند.
*بزرگترین بستنی در دنیا 3 متر و 70 سانتی متربلندی دارد و با 4 هزار و 666 گالن بستنی در كالیفرنیا در سال 1985 تهیه شده است. این بستنی 24 هزارو910 كیلو گرم وزن دارد. همچنین بزرگترین كیك بستنی در چین ساخته شد كه 50 متر ارتفاع و 3 متر عرض داشت. این كیك 32 هزار تكه شد.
*كوكی جارویس 39 ساله كه تقریبا 419 كیلوگرم وزن دارد میتواند در عرض 12 دقیقه یك گالن كه معادل 255 گرم بستنی وانیلی است، بخورد. او در مسابقه خوردن بستنی نفر اول در جهان است.
*از شخصیتهای مشهوری كه به خوردن بستنی علاقهمند بودند میتوان به اسكندركبیر، چارلز دوم، امپراتور روم (نرون)،ماركوپولو، جرج واشنگتن، توماس جفرسون،جیمزماریسون،ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و رضا خان اشاره كرد .
*رونالدریگان جولای را به نام ماه بستنی معرفی كرده است. ...
و در پایان هم اینجا می توانید یک مطلب قدیمی درباره ارتباط بستنی باشخصیت بخوانید.
درباره حلقه ازدواج
به دست كردن حلقه ازدواج یكی از قدیمی ترین و جهانی ترین رسوم است . این رسم مربوط به زمان های خیلی قدیم است . در واقع كسی نمی تواند زمان درست آن را بگوید ؛ اما استفاده از انگشتری در مراسم ازدواج به شكل حلقه ، علامت كمال و ارتباط آن با وصلت دو فرد ، مؤید كمال زندگی انسانی به شمار می رفت . اولین مردمی كه در تاریخ ، حلقه ازدواج را به كار بردند مصریان بوده اند . گویا در نوشته های هیروگلیف كه نوشته های تصویری مصریان است حلقه ، علامت ابدیت بود . یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین كردن ، به نوعی رمز زناشویی پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان ، مسیحیان نیز در حدود سال 900 میلادی شروع به دست كردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود نمودند . شاید برای بسیاری این سؤال پیش بیاید كهچرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم دست چپ می اندازند؟ تحقیقات نشان داده است كه یونانیان قدیم عقیده داشتند كه رگ مخصوصی از این انگشت می گذرد و مستقیماً بهقلب وارد می گردد و برخی ها نیز بر این معتقدند كه چون این انگشت را كمتر از سایر انگشتان دست خود مورد استفاده قرار می دهیم حلقه درآن قرار می گیرد و به طور كلی برای به دست كردن یك وسیله زینتی مناسب تر از سایر انگشتان دست است...... .
سال قبل در همین ایام تو همین وبلاگ علت دیگر ( و رمانتیک تری) که بر اساس اساطیر چینی بود را خوانده اید. اگر فراموش کرده اید یا اصلا آن رانخوانده اید اینجا را کلیک کنید.
تبلیغات 
