الان دیگه خبر باخت ایران به مکزیک قدری بیات شده است. از حواشی آن هم که همه خبر دارید. بعد از این باخت هم طبق معمول تحلیل های کارشناسانه و شبه کارشناسانه رونق خوبی داشت . از همه جالب تر پشت پرده خوانان حرفه ای بودند که معتقد بودند دلیل باخت ایران به مکزیک ترس دولت از شادی پس از پیروزی بوده (همان چیزی که بعد از باخت به بحرین در مقدماتی جام گذشته هم بسیار دهان به دهان می شد)
اما تحلیل های رسمی هم درباره این نتیجه ارائه شد از جمله آقای نصیرزاده (کارشناس داوری ) استوک های کفش بازیکنان را کمتر از میزان لازم می دانست و تلویحا آنرا عامل لیز خوردن بازیکنان ایرانی مخصوصا میرزاپور (طبعا تلویحا شرکت پوما که سازنده کفش های مذکور است را متهم به توطئه علیه تیم کردند)
آقای صالح نیا (مربی بدنساز سابق تیم ملی ) هم بدن های بازیکنان را ناآماده می دانست و اظهار کرده بود توان بازیکنان در نیمه اول به اتمام رسید و در نیمه دوم توان بازی نداشتند . این اظهار نظر به نظر منطقی تر می آید اگر خاطرتان باشد آن موقع که ایشان مربی بدنساز تیم ملی بودند تیم ایران با وجود انکه تاکتیکی برای بازی کردن نداشت ولی در نیمه دوم بسیار بهتر نتیجه می گرفت به خاطر داشته باشید در آن بازی تاریخی ایران و کره جنوبی، تیم ایران نیمه اول دو بر یک شکست خورده بود ولی در نیمه دوم ۶ بر ۲ به پیروزی رسید.
اما بیشترین گیرها و فحش ها در این چند روزه نصیب علی دائی شد.( البته برانکو و میرزا پور هم حسابی مورد لطف مردمی که آنها را مقصر باخت ایران به مکزیک می دانستند قرار گرفتند. ) به نظرم این اولین بار باشد که یک مهاجم علت باخت تیم معرفی می شود از زمانی که مرحوم دهداری مربیگری تیم ملی را بر عهده داشت مرسوم بود که بعد از هر باخت تمام تقصیر ها گردن مربی تیم می افتاد بعد از آن مرحوم که در استادیوم با گلوله برفی مورد استقابل قرار گرفت به ترتیب مهدی مناجاتی ، علی پروین ، استانکو، مایلی کهن، ایویچ ، جلال طالبی و همایون شاهرخی همه بعد از هر باخت رکیک ترین الفاظ را در استادیوم ها شنیدند و از تیم ملی خداحافظی مکردند (در این بین تنها منصور پورحیدری هوشمندی به خرج داد و وقتی هنوز تماشاچیان احترامش را نگه می داشتند خودش از تیم ملی خداحافظی کرد.)
غیر از مربیان تنها غلامپور بود که پس از نمایش اعچاب بر انگیزش در مقدماتی جام جهانی 1994 امریکا و گل ها باور نکردنی که دریافت کرد و باعث عزل علی پروین از مربیگری تیم ملی شد در شکست تیم ملی شریک جرم دانسته شد. اما علی دائی که می خواست با حضور در جام جهانی رکورد دیگری ثبت کند و مثلا گل در جام جهانی را هم به نام خودش ثبت کند تنها افتخار اولین مهاجم ایرانی که علت اصلی باخت معرفی شد را به نام خود ثبت کرد. اینجاست که می گویند از قضا سرکه انگبین صفرا فزود. اگر ایشان چندماه پیش (بعد از صعود تیم ملی به جام جهانی ) از تیم ملی خداحافظی می کرد اکنون به عنوان یک بازیکن افسانه ای ایران که بیشترین افتخارات را کسب کرده است از وی یاد می شد و حتی شاید اگر تیم در جام جهانی نتیجه مطلوبی علت آن را عدم حضور علی دائی معرفی می کردند ولی اکنون همان جاه طلبی بیجا باعث شد تا کسی آن افتخارات را به خاطر نیاورد و هر کسی به خود اجازه دهد تا وی را با بدترین الفاظ مورد تمسخر قرار دهد . (چند تا از مودبانه ترین اس ام اس هایی که بعد از بازی رد و بد می شد را قبلا همینجا دیده اید) حتی عده ای برای کنار گذاشتن وی از تیم ملی اقدام به تهیه طومار کرده اند.
راستی در هیمن رابطه این اس ام اس هم دیروز ارسال می شد:
فدراسیون فوتبال ژاپن علت اصلی باخت این تیم مقابل استرالیا را اعلام کرد:
علی دائی
این اس ام ای هم با وجود اینکه مضمون تکراری داشت ولی جالب بود:
به نشانه الکترون ، پروتن و نوترون سه گل خوردیم
تا به جهانیان بفهمانیم
انرژی هسته ای حق مسلم ماست
لینک ثابت نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد 1385 ، توسط
مهدی .:.
نظرات : ()