کمتر از ۱۰ دقیقه


جستجو در مطالب وبلاگ


پیوندها

کتاب های صوتی
لینکدونی آزاد
دکتر الهی قمشه ای
هنرمندان قدیمی
دوره­های آزاد دانشگاه MIT
قفسه
یوفا(فارسی)
پائولو کوئیلیو
شهروند امروز
تن تن و میلو
پارست
مناسبتهای تاریخی امروز
جوک، طنز ، لطیفه
اشعار کلاسیک فارسی
سایت مولانا
آوازها
دوم دام دات کام
جنگ صدا
آنتونی رابینز
عبدالکریم سروش
تفریحات
ابهام لینک
ویکی واژه(لغتنامه آزاد)
ویکی گفتاورد(جملات نغز)
دانشنامه اینترنتی قرآن
پارسینه
ویكی‌نبشته(متون فارسی)
دانشنامه فارسی ویکی پدیا
شیندخت









وبلاگ های خواندنی



امکانات جانبی


  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free counters


اثرات محیطی بر پرورش ،خانم ابتکار و باقی قضایا

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

مدتها پیش مقاله ای خواندم درباره اثر محیط بر رفتار و تربیت افراد (متأسفانه نام نویسنده مقاله را به خاطر ندارم) نویسنده در آنجا مثلای زده بود که جالب بود . به گفته ایشان برای درک اثر محیط فردی را در نظر بگیرید که بر اثر نوعی ژن در وجودش عادت به دیدن خون داشته باشد. اگر چنین فردی در محیطی با سطح فرهنگ پایین رشد پیدا کند احتمال بسیار زیادی دارد که چاقوکش و  آدمکش بشود . اگر سطح فرهنگ خانواده و محیط پرورش او قدری بالاتر باشد این شخص می تواند قصاب بشود و به مردم خدمت رسانی کند . همینطور اگر سطح فرهنگی محیط و خانواده این فرد بسیار بالاتر بشود این فرد می تواند جراح بشود و جان انسان ها را نجات بدهد..........  

 در آن مقاله اگر درست یادم مانده باشد نویسنده نتیجه گرفته بود که هرچه سطح فرهنگی خانواده و محیط پرورش فرد بالاتر باشد آن شخص فرد مفید تری خواهد شد و در نتیجه جامعه بیشتر پیشرفت می کند و نتیجه گیری کرده بود که بهترین و ساده ترین راه برای اصلاح جامعه گسترش فرهنگ و آموزش عمومی است و....

به نظر من درباره مثالی که نویسنده زده بود حق با ایشان است ولی این قاعده را نمی توان به کل تسری داد. برای روشن شدن موضوع همین  مثال را درباره دزدی در نظر بگیرید.

فردی که علاقه به دزدی دارد آیا پرورش او در محیط فرهنگی بالاتر و در خانواده مرفه تر و داشتن تحصیلات عالیه  کمکی به جامعه می کند ؟ متأسفانه پاسخ این سوال منفی است .

یک نمونه عملی درباره این موضوع همین خانم دکتر معصومه ابتکار است . می توان حدس زد که ایشان علاقه خاصی به دزدی و سرقت دارند. (احتمالا خودشان مقصر نیستند و ژن دزدی در خون ایشان است)

ایشان به واسطه تحصیل پدرشان در ایالات متحده امریکا دوران کودکی شان را در این کشور گذراندند و به همین دلیل به زبان انگلیسی تسلط دارند . ایشان پس از بازگشت به ایران در محیطی با فرهنگ مناسب رشد کردند و توانستند وارد دانشگاه بشوند  و ظاهرا از تحصیلات عالیه نیز برخوردار شدند.

29 سال پیش عده ای مشنگ خود بزرگ بین عقده ای به رهبری دلقکی به نام ابراهیم اصغرزاده  مانند بوزینگان از دیوار سفارت امریکا بالا رفتند تا دنیا را از توطئه های خصمانه دولت خونخوار ایالات متحده امریکا نجات دهند. خانم ابتکار به واسطه تسلطشان به زبان انگلیسی نقش مترجم این جماعت مشنگ را برعهده گرفت و مرتب در تلویزیون های خارجی شو اجرا می کرد و مهملات آن جماعت را برای خبرنگاران خارجی ترجمه می کرد.آن زمان به ایشان از جانب رسانه های خارجی لقب ماری داده شده بود .

 البته ایشان بعدها بالا رفتن از دیوار سفارت را منکر شدند. متأسفانه فیلم ها و عکس های ایشان در آن وقایع موجود است وگرنه کلا منکر حضورشان در جمع آن افراد مشنگ الدوله می شدند.( یکی از خبرنگاران خارجی که با ایشان در زمان ریاستشان بر سازمان محیط زیست مصاحبه کرده بود و از وی پرسیده بود آیا او همان ماری دوران گروگان گیری است، عنوان می کرد که این خانم از وی خواسته بود تا در گزارشش به حضور و نقش ایشان در ماجرای گروگان گیری اشاره ای نشود)  

اکنون بعد از  گذشت 29 سال از آن وقایع براساس ادعای پایگاه اطلاعاتی Deja vu مقاله منتشر شده توسط "مارک ریدل" (Marc Riedl) و دیوید دیازسانچز (David Diaz-Sanchez) تحت عنوان "بیولوژی تاثیرات اگزوز دیزل بر عملکرد تنفسی" که در فوریه 2005 در مجله "Allergy Clin Immunol" آمریکا به چاپ رسیده بود عینا در تاریخ ژوئن 2006 با نام خانم معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور در دولت خاتمی، تحت عنوان تنگی نفس ناشی از آلودگی هوا و تغییرات در الگوهای سیتوکین در مجله ایرانی Allergy Asthmu Immunol به چاپ رسیده است……

نمی شود منکر قدرت فراگیری بالای خانم ابتکار شد . به محض اینکه این بی آبرویی در دنیا مخابره شد ایشان که از آقای کردان آموخته بودند می توان گناه را گردن یک فرد تخیلی انداخت حتی می شود از وی به دادگاه صالحه شکایت کرد  در یک نامه بلند بالا خطاب به دکتر گارنر تمامی تقصیر را به گردن دانشجویی مجهول الهویه انداخت و طلبکارانه از دکتر گارنر که با نرم افزار مسخره اش  تقلب ایشان را کشف کرده بود خواست تا از ایشان معذرت خواهی کند. محتوی نامه ایشان به گونه ای است که گویا مقاله هایی که قبل از مقاله ایشان نوشته شده بودند از روی مقاله ایشان کپی شده اند......

  برگردیم به پاراگراف اول و مقاله تربیتی که به آن اشاره شده بود . به نظر شما اگر خانم ابتکار با همین استعداد سرقت و وقاحت در یک خانواده سطح پایین  و بی سواد متولد می شدند و رشد پیدا می کردند چه اتفاقی می افتاد؟ می توان حدس زد که یک جیب بر یا کیف قاپ در اتوبوس یا مترو می شدند و حداکثر آسیبی که ممکن بود وارد کنند به عده ای محدود از مردم بود .

اما بواسطه پرورش شان در یک خانواده تحصیل کرده ،ایشان در جوانی با بالاروندگان از  دیوار سفارت همراهی کردند  و مردم ایران را به عنوان افراد  آنارشیست، بی فرهنگ، عقده ای و قانون گریز به جهانیان معرفی کردند. اکنون به دلیل جبر زمانه و بالا رفتن سن  قادر به بالا رفتن از دیوار جایی نیستند در کتابخانه مقالات علمی را می کاوند و حاصل تحقیقات خلایق  را به سرقت برده و به نام خود منتشر می کنند. و با دفاعی مضحک در جامعه علمی جهانی ایرانیان را به عنوان افرادی شیاد، متقلب ، وقیح  و دروغگو معرفی می کنند .

به نظر شما اگر ایشان همان کیف قاپ جنوب شهر بودند و حداکثر آبروی خود و خانواده شان را در معرض خطر قرار می دادند بهتر نبود تا الان که استاد دانشگاه شده اند (بیچاره دانشجویی که زیر دست چنین استادی پرورش پیدا کند ) و  با آبروی کل مردم ایران بازی می کنند ؟      





لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه 12 آبان 1387 ، توسط مهدی .:. نظرات : ()

این انگلیسای بد ذات

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

در قسمتی از داستان دائی جان ناپلئون خانواده  قمر دختر شیرین عقل عزیز السلطنه متوجه می شوند که قمر خانم دسته گل آب داده و آبستن شده است . کل خانواده بر اثر این موضوع بهم می ریزد که با این بی آبرویی چه کنند . اما موضع دائی جان از همه جالب تر بود که با تاکید این قضیه آبستنی قمر را توطئه انگلیسی ها می دانست. به قول اسدالله میرزا: یعنی این انگلیسا با هر کی دشمنی داشته باشند یکی را می فرستند تا با نوه عموی طرف  بره سانفرانسیسکو؟.........

حالا شده حکایت مدرک قلابی آقای کردان وزیر محترم دولت مهرورزی . خود این آقا اعتراف کرده که به قدری کند ذهن است که 8 سال قبل یکی آمده و به وی گفته بیا از دانشگاه آکسفورد به تو مدرک بدم و ایشان هم با حماقت محض دستنوشته مسخره ای را که حتی روزنامه های درپیتی ایران هم حاضر به چاپش نبودند را به طرف تحویل داده (البته به علاوه مقدار قابل توجهی وجه رایج مملکتی که به این موضوع اشاره نشده است) و طرف یک تکه مقوای رنگی را به عنوان مدرک دکتری دانشگاه آکسفورد تحویلش داده و گفته برو خیرشو ببینی این مدرم اصل اصله.... (باز صد رحمت به عین الله باقرزاده که وقتی در شهر به او پیشنهاد شده بود برود به او مدرک بدهند قبول نکرده بود . مقایسه کنید شعور عین الله را با این وزیر محترم دولت مهروزی)

ایشان هم که کلی خر کیف شده بودند از اطرافیانشان می خواستند که قبل از نام ایشان پیشوند دکتر بگذارند . در این مدت به عقلش نرسیده که صحت این مدرک را از کسی سوال کند و اکنون که صدای سقوط تشت رسوایی ایشان تمام عالم را گرفته ایشان متوجه شدند که کلاهشان را برداشته اند و باید از یکی (که هنوز هیچ نام و نشانی برایش انتخاب نشده )  شکایت کنند و .......

علیرغم این اعتراف صریح مدعی اصلی  یعنی خود آقای وزیر کشور دولت مهرورزی ، دفترپژوهش وبررسیهای خبری خبرگزاری ایرنا کاسه داغ تر از آش شده و لازم دیده پشت صحنه این ماجرا را برای خلایق به نمایش و به سبک دائی جان ناپلئون ثابت کند که بازهم کار کار انگلیساست.

از اولین جمله این مقاله تحلیل می توان به سفارشی بودن آن پی برد(1-چرا غائله "مدرک افتخاری علی کردان"غیر عادی است؟)

این عزیزان که تنها هدفشان روشنگری است و به همین دلیل هم  یک مقاله سفارشی را به عنوان مقاله پژوهشی به خورد خلق الله می دهند به عقلشان نرسیده نوشتن آن را به یکنفر بسپارند که از حداقل بهره هوشی ممکن برخوردار باشد .

نویسنده محترم مقاله ابتدا برای کنجکاو کردن ذهن مخاطب سوالی را مطرح و خود بلافاصله سوال خود را پاسخ می دهند تا اینگونه خلایق شیرفهم شوند که چرا آقای کردان مدرک دکتری گرفته است :

آیا صدور مدرک افتخاری بر پایه "سوابق مدیریتى و تجارب اجرایى" امری غیر عادی است؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت:

"قانون ارزشیابی سوابق کاری در17ژانویه 2002 به تصویب رسیده است که طبق این قانون موسسات آموزش عالی مجاز می باشند براساس سوابق حرفه ای و کاری اقدام به صدور مدارک دانشگاهی نمایند. این قانون در حال حاضر در 61 کشور جهان اعمال می‎گردد‎.سوابق کاری قابل ارزشیابی شامل سوابق تجربی معتبر ، شرکت نامه ، ریز نمرات ، مقالات ، آگهی های تجاری ، سمینارها ، آموزشهای مستقل ، ثبت اختراع ، گواهینامه وغیره می باشد .این مدارک به صورت غیر حضوری و درسطوح فوق دیپلم ، لیسانس ، فوق لیسانس و دکترا از دانشگاه صادر می گردد. این مدارک دارای مهر برجسته دانشگاه بوده و به امضاء مدیریت دانشگاه خواهد رسید. " (منبعwww.persianvu.com)

بی خودی ایراد بنی اسرائیلی نگیرید که تاریخ مدرک ادعایی آقای کردان  یکی دو سال قبل از این قانون مورد ادعای نویسنده مقاله است . همانگونه که ملاحظه می شود نویسنده مقاله پژوهشگری راستین است و حتی منبع اطلاعات خود را هم به خلق الله ارائه کرده است . ولی قدری کم حافظه تشریف دارند و فراموش کرده اند توضیح دهند که آقای کردان که تنها افتخارشان زندانی شدن قبل از انقلاب به جرم خاک توسری است واجد کدامیک از این شرایط بودند که یک دانشگاه مثل آکسفورد بخواهد به ایشان مدرک دکتری اعطا کند.

ایشان بند بعد را به عنوان تله آکسفورد؟ مرقوم فرموده اند و در این بند تلاش مجدانه ای داشته اند که کل این اعطای مدرک به کردان در 8 سال قبل توسط دانشگاه آکسفورد دامی بوده که توسط انگلیسی های بد ذات برای ایشان پهن شده بوده تا وقتی 8 سال بعدآقای احمدی نژاد هوس می کند ایشان را به عنوان  وزیرمعرفی کند او را بی آبرو کنند و جمهوری اسلامی را زیر سوال ببرند .

واقعا باید به  این انگلیسی های بد ذات به خاطر قدرت  پیش بینی شان تبریک گفت .

نویسنده مقاله برای اینکه توهم خود درباره توطئه بودن قضیه را به اثبات برساند لازم دیده توجه سایت های دیگر به این موضوع  را غیر عادی و بیش از اندازه جلوه دهد و آن را غائله بخواند . در همین راستا ترفندی بدیع به کار گرفته اند . در بخشی از این مقاله ایشان مرقوم فرموده اند:

نتایج جستجوی کلید واژه "KORDAN DEGREE" و برخی کلید واژه های مشابه در موتور جستجوی GOOGLE نشانگر آن است که در مدت زمانی قریب به 55 روز از زمان اعلام عدم اصالت مدرک علی کردان توسط دانشگاه آکسفورد در تاریخ 6 اگوست(16 مرداد) تا اول اکتبر(10 مهر) 63،988،000 صفحه اینترنتی با زبان انگلیسی موضوع مدرک "علی کردان" را دستمایه حملات خود علیه دولت اصولگرا قرار داده اند.یعنی به طور متوسط طی این 55 روز، همه روزه یک میلیون و صد وبیست هزار صفحه اینترنتی به زبان انگلیسی - که طبیعتا مخاطبین خود را در خارج از ایران جستجو می کند- علیه مدرک علی کردان و به تبع آن علیه جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است. یک پژوهش اینترنتی نشانگر آن است که این انفجار عظیم اطلاعات در فضای اینترنت(روزانه بالغ بر یک میلیون صفحه اینترنتی) تنها با وقایعی نظیر 11 سپتامبر،حمله امریکا به عراق و مسابات جام جهانی فوتبال قابل مقایسه است.اکنون و با این توصیف آیا عجیب است که ماجرای دانشگاه آکسفورد را تله ای مشکوک برای سیاه نمایی نظام جمهوری اسلامی بدانیم که متاسفانه در این میان برخی عناصر داخلی هم نا آگاهانه در این تله گرفتار آمدند؟  

ایشان احتمالا به عقلشان نرسیده که ممکن است یکی از خوانندگان این مقاله بیکار باشد و واقعا کلید واژه کذایی را سرچ کند و ببیند اگر کلید واژه مذکور  در گوگل با گیومه سرچ شود تنها 105صفحه یافت می شود که قسمت اعظم آنها  تکراری و مربوط به سایت های ایرانی مانند پرس تی وی  و ایران پرس و.... است. و البته چند تایی هم مربوط به همین مقاله مشعشع و پژوهشی است.

اگر هم بدون گیومه سرچ کنید با توجه به اینکه کلمه degree  مورد استعمال بالایی دارد و موتور جستجوی گوگل هر صحفه ای که حداقل یکی از این دو کلمه را داشته باشد در نتیجه جستجو نشان می دهد طبیعی است که تعداد صفحات بسیاری در نتیجه جستجو  یافت شود .با این وجود نتیجه جستجو این کلمه دو بخشی که بیشتر یافته ها تنها  مربوط به کلمه degree  و همینطور کلمه kordan در زبان های دیگر که معنی غیر از نام این آقا می دهد .تعداد یافته های گوگل حدود  نیمی از تعدادی است که این نویسنده محترم مدعی است در جستجو هایش یافت کرده و بر اساس آن تعداد درباره این غائله   قضاوت و نتیجه گیری کرده (نام خودتان به لاتین  را  قبل از  degree بنویسید و ببینید نتایج جستجو اگر بیشتر از این نباشد به طور قطع کمتر هم نخواهد بود )

افسانه پرداز خبرگزاری ایرنا در ادامه به سایت الف  و خبرنگار آن علی حسینی هم گیر داده که چرا با دانشگاه آکسفورد مکاتبه کرده و اصل جواب دانشگاه به این خبرنگار را مشکوک دانسته است . دلیل زیبای ایشان هم این است که :

دفتر پژوهش و بررسی های خبری ایرنا با همکاری یکی از دانشگاه های معتبر ایران، در هفته سوم مرداد 87 ، نامه ای را در خصوص استعلام مدرک دکترای افتخاری فردی مشخص ، برای آقایان تیموتی اندیکات(مخاطب نامه سایت(...)،جرمی درو رییس اداره تایید مدارک و نیز دفتر دانشکده حقوق دانشگاه آکسفورد از طریق نمابر و پست الکترنیکی ، ارسال نمود که تا کنون و علیرغم طی شدن حدود 50 روز از ارسال این نامه هیچ گونه پاسخی از سوی دانشگاه آکسفورد دریافت نشده است!

با حد سوات (!) ایشان و تسلطشان به ابزار ارتباط جمعی و زبان انگلیسی بعید نیست که نامه مذکور را به خانه یکی از کارمندان بازنشسته سازمان فاضلاب لندن فرستاده باشند. حقیقتش اگر پاسخ نامه مذکور ارسال می شد جای تعجب داشت.

ایشان در  پاراگراف پایانی شاهکارشان را تکمیل کرده اند و نتیجه گیری زیر را  مرقوم فرموده اند :

بله! در برابر این هجمه طراحی شده دشمن باید با هوشیاری و آگاهی از همه جوانب توطئه حرکت نمود.امروز دشمن در مسیر حرکت بالنده ملت ایران ،تله ای رسانه ای طراحی نموده است که باید چون همیشه با چشمانی باز و دندانهایی فشرده از این فضای غبارالود عبور کرد و اهرم فشار را از دستان آلوده دشمنان ایران خارج ساخت.

 یاد و خاطره دائی جان ناپلئون  جاوید باد





لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه 15 مهر 1387 ، توسط مهدی .:. نظرات : ()

دروغی بزرگتر از دروغ اول(كردان: نمی‌دانستم مدركم جعلی است )

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

محبوبه نیك‌نهاد

علی كردان دو روز پیش بالاخره اعتراف كرد كه مدركش جعلی است، اما باز هم در اظهاراتی تناقض‌آمیز ادعا ‏كرد كه از جعلی بودن مدرك دكترای خود خبر نداشته است. این ادعا در حالی است كه رئیس دفتر احمدی‌نژاد یك ‏ماه پیش گفته بود تأییدیه مدرك وزیر كشور از دانشگاه آكسفورد آمده و معاون حقوقی احمدی‌نژاد هم تأكید كرده ‏بود كه از تكذیب‌كنندگان این مدرك شكایت خواهد كرد.‏

در آخرین ساعات دوشنبه شب كه بیشتر مطبوعات، صفحات آخرین شماره پیش از تعطیلات خود را بسته بودند، ‏علی كردان نامه خود خطاب به احمدی‌نژاد را در اختیار روزنامه ایران قرار داد تا برای اولین بار از تریبون ‏رسمی دولت اعتراف شود كه مدرك وزیر كشور، جعلی است.‏

این نامه در شرایطی منتشر شد كه برای رسانه‌ها مشخص شده بود رئیس كمیسیون آموزش و تحقیقات در گزارش ‏به رئیس مجلس، این مدرك را جعلی خوانده و هیچ راهی برای تداوم اصرار بر صحت آن وجود ندارد. آنچنان كه ‏صبح روز بعد در جلسه غیرعلنی مجلس به نمایندگان نیز اعلام شد كه نه تنها این مدرك جعلی است، بلكه كردان ‏حتی لیسانس هم ندارد.‏

همچنین ساعاتی قبل از آنكه كردان نامه‌اش را به مسئولان روزنامه دولت بسپارد، خبرگزاری فارس گزارش داد ‏كه شب قبل در جلسه دانشجویان با رهبری، عضو یكی از تشكل‌های دانشجویی اصولگرا از احمدی‌نژاد به خاطر ‏معرفی كردان به عنوان وزیر كشور انتقاد كرد و این سخنان "با تكبیر دانشجویان حاضر در حسینیه همراه شد و ‏مقام معظم رهبری نیز در قبال این ابراز احساسات دانشجویان، لبخند زدند."‏

بدین ترتیب وزیر كشور كه همه راه‌ها برای دفاع از مدرك جعلی خود را بسته می‌دید، در نامه به رئیس دولت ‏اعتراف به جعلی بودن نامه كرد؛ اما باز به جای اینكه تقصیر خود را در این باره بپذیرد، خطا را به گردن ‏‏"نماینده دانشگاه آكسفورد در تهران"! انداخت و گفت كه از او شكایت كرده است.‏

‎زنجیره دروغ ها‎

از روز رای اعتماد به وزیر كشور كه تعدادی از نمایندگان مدرك دكترای افتخاری وی را زیر سؤال بردند و ‏تحصیلات و تدریس كردان در دانشگاه آزاد را نیز بی‌مدرك و غیرقانونی خواندند، وزیر پیشنهادی كشور و ‏مجموعه دولت به طور كامل در دفاع از صحت مدرك وی موضع گرفتند.‏

چندی بعد در واكنش به اظهارنظرهای مخالف و انعكاس آنها در رسانه‌ها، احمدی‌نژاد در جلسه معارفه كردان، ‏مدرك تحصیلی را "كاغذپاره"ای خواند كه خدمتگزاری به آن نیازی ندارد. كردان هم تصویر مدرك دكترای ‏افتخاری خود را در همین جلسه در اختیار خبرنگاران گذاشت كه انتشار آن در اینترنت به مچ‌گیری گسترده ‏خوانندگان سایت‌ها و وب‌نگاران از عاملان جعل این مدرك انجامید.‏

دهها وبلاگ‌نویس و صدها خواننده سایت‌ها، بخصوص سایت الف كه در نهایت به خاطر پیگیری‌اش درباره مدرك ‏جعلی وزیر كشور برای مدتی توقیف شد، فاش كردند كه مدرك دكترای كردان به حد ناشیانه ای جعل شده كه در ‏آن غلط‌های املایی و نگارشی متعدد و خطاهای فاحش وجود دارد.‏

در جلسه رای اعتماد، حسینیان با متهم كردن علی كردان به تناقض‌گویی درباره موضوع مقاله و عنوان دكترا و ‏نیز دروغ‌گویی درباره انجام یا عدم انجام دفاع از رساله دكترای خود، گفت: "اینجانب از كردان پرسیدم شما بر چه ‏مبنایی تاكنون حقوق خود را می‌گرفتید كه فرمود بر مبنای این مدرك بوده است و بنده هم عنوان كردم چرا شما ‏چندین سال براساس مدرك خلاف حقوق گرفته‌اید و توجیه تان چه بود، پاسخ دادند، در وهله اول من از لاریجانی ‏اجازه گرفتم و بعد هم گفتند من ماموریت زیاد رفتم و حق ماموریت نگرفتم و این مبلغ اضافه را بر مبنای آن حق ‏ماموریت ها حساب كردند."‏

جالب اینجاست كه اكنون وزیر كشور ادعا كرده كه: "اینجانب در طول دوره خدمت در صداوسیما و... هیچ گونه ‏وجهى از بابت مدرك دكتراى افتخارى دریافت نكرده‌ام." حال آنكه پیش‌تر چیز دیگری را به نمایندگان گفته بود.‏
كردان همچنین در نامه خود اذعان كرده كه فردی كه این مدرك را به وی داده بود، یك بار "از طریق وكیل ‏دادگسترى كشور انگلیس" برای مدرك كردان تأییدیه ارسال كرده، اما پس از آنكه خود كردان به دانشگاه آكسفورد ‏مراجعه كرده، با تكذیب این دانشگاه روبه‌رو شده و فرد مذكور (نماینده این دانشگاه در تهران و عامل جعل مدرك) ‏را هم نیافته است!‏

موضوع تایید مدرك از طریق "وكیل انگلیسی" كه معلوم نیست هویتش چیست، وكیل چه كسی و در كجاست و ‏نسبت آن با دانشگاه آكسفورد چیست، پیش از این هم از سوی شیخ‌الاسلام رئیس دفتر احمدی‌نژاد مطرح شده بود و ‏در همان زمان هم رسانه‌های منتقد پاسخ داده بودند كه چنین تأییدی در مقابل تكذیب صریح خود دانشگاه آكسفورد ‏كه به سرعت در سایت دانشگاه هم درج شد، بی‌ارزش است.‏

در واقع یك ماه پیش از آنكه كردان به جعلی بودن مدرك خود اعتراف كند، سایت اینترنتی دانشگاه آكسفورد این ‏موضوع را تصریح كرده بود و حتی پیش از آن هم غلط‌های متعدد موجود در متن و نحوه تنظیم این مدرك، خبر ‏از جعلی بودن آن می‌داد.‏

با این حال در این دوران، سایت‌ها و خبرگزاری‌های وابسته به دولت بارها در گفت‌وگو با منابع آگاه خبر از تایید ‏مدرك كردان از سوی دانشگاه آكسفورد دادند و افشاكنندگان جعلی بودن این مدرك را تهدید به برخورد قضایی ‏كردند.‏

تناقض‌گویی در دروغ‌های مسئولان دولت نهم، و آخرین آنها خود وزیر كشور، به حدی است كه حتی فراموش ‏كرده‌اند ادعاهای متناقض خود را با یكدیگر تطبیق دهند تا دروغ آنها آشكار نشود. از این روست كه رئیس دفتر ‏احمدی‌نژاد ادعا می‌كند فرد ارسال شده از سوی كردان به لندن، پس از آنكه نتوانسته سوابق مدرك كردان را در ‏بایگانی دانشگاه آكسفورد بیابد، از مرجع قضایی برای مدرك وی تاییدیه گرفته است؛ اما اكنون كردان در ‏اعتراف‌نامه خود ادعا می‌كند كه تاییدیه را وكیل انگلیسی، و نه مرجع قضایی، صادر كرده و پیش از این تایید هم ‏مراجعه‌ای به دانشگاه صورت نگرفته بود؛ بلكه "با مراجعه نماینده اینجانب به یكباره و با ناباورى كامل با عدم ‏تأیید دانشگاه مواجه شدم."‏

از این رو باید اظهارات اخیر كردان در نامه‌اش به احمدی‌نژاد را دروغی بزرگتر از دروغ اول دانست؛ دروغی ‏كه برای پیشگیری از رسوا شدن بیش از این، صورت گرفته است.‏

‎آیا كردان استعفا می‌دهد؟‎

سایت "جهان نیوز" كه ماه گذشته، پس از دادگاهی شدن، پرویز سروری نماینده اصولگرای تهران مسئولیت آن را ‏به عهده گرفت، دیروز در مطلبی با عنوان "آیا كردان رفتنی است"، نوشت: "به نظر می‌رسد بهار وزارت جناب ‏كردان به سمت خزان می‌رود و وی باید ساختمان فاطمی را ترك كند و به دیگری بسپارد و حتی امروز از طریق ‏برخی منابع غیر رسمی شنیده شد كه استعفای كردان نیز تقدیم رییس جمهور شده است؛ضمن اینكه با شرایط ‏بوجود آمده گفته می‌شود كه لاریجانی هم حمایت خود را از وی برداشته است."‏

در واقع معرفی وزیر فعلی كشور برای این وزارتخانه، از روز اول هم بهای سنگینی برای احمدی‌نژاد داشت، به ‏طوری كه ابتدا باعث انتقاد شدید حسین شریعتمداری از وی به خاطر استنادش به سخنان رهبر شد و چالشی جدی ‏و كشدار برای دولت ایجاد كرد، سپس دعواهای مربوط به مدرك جعلی او به مسئله جدیدی برای دولت تبدیل شد و ‏در نهایت اكنون با اعتراف وی به جعلی بودن مدركش، هزینه‌های ماندن وی به مراتب از رفتنش بیشتر شده است.‏
بلافاصله پس از انتشار نامه كردان و گزارش غیرعلنی علی عباسپور به مجلس درباره مدرك وی، ‏موضع‌گیری‌های نمایندگان درباره سرنوشت وی آغاز شد. برخی نمایندگان همچون علی مطهری به صراحت ‏خواستار استعفای كردان شدند و صلاحیت وی برای حضور در وزارت كشور را زیر سؤال بردند. علی عباسپور ‏نیز كه مأمور تحقیق درباره مدرك وزیر كشور شده بود، پس از اعلام جعلی بودن این مدرك، تصمیم‌گیری در ‏مورد كردان را با دولت و مجلس دانست.‏

طیف دیگری از اصولگرایان نزدیك به محسن رضایی (فراكسیون وفاق و كارآمدی سابق) هم موضعی را اتخاذ ‏كردند كه امیدوار رضایی آن را ابراز كرد. وی صراحتا گفت كه ادعای فریب‌خوردگی كردان در نامه اخیرش، ‏‏"برای برخی قابل قبول است اما برای بعضی از نمایندگان اصلاً قابل قبول نیست."‏

در كنار اینها، خبرگزاری دولت (ایرنا) تلاش كرد با برخی نمایندگان طیف دولت مصاحبه بگیرد و مجلس را ‏حامی ادامه کار کردان در وزارت كشور نشان دهد. شب گذشته، سه مصاحبه هم در این راستا بر روی خروجی ‏این خبرگزاری قرار گرفت.‏

با همه اینها،گفته می شود سرنوشت ادامه كار كردان در جایی غیر از مجلس هشتم تعیین خواهد شد؛ چرا كه به ‏گفته مدیرمسئول روزنامه كیهان، نمایندگان این مجلس از ابتدا هم به این خاطر كه احمدی‌نژاد از موافقت رهبری با ‏وزارت كردان سخن گفته بود، به وی رای اعتماد دادند.‏

حال باید دید رئیس دستگاه برگزاركننده انتخابات در دولت نهم، خواهد توانست مدرك جعلی خود را به فراموشی ‏بسپارد و به كار ادامه دهد یا خیر؛ اگرچه بی‌شك این كار، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.‏





لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر 1387 ، توسط مهدی .:. نظرات : ()

دعوتنامه ثبت نام مودیان شناسایی شده

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

یکشنبه هفته گذشته(24 شهریور) تو دفترم نشسته بودم و  داشتم کارهایم را انجام می دادم که منشی اومد تو دفتر و یک پاکت نامه در بسته را گذاشت روی میز. خواستم بپرسم چرا با کارتابل نیاوردی که دیدم روی آن مهر محرمانه خورده . منشی بنده خدا که تا حالا از این نامه ها ندیده بود آن را روی میز گذاشت و بدون اینکه چیزی بگوید خودش بیرون رفت .

حقیقتش بعد از سربازی خودم هم این مهر را ندیده بودم . در آموزش های هنگام سربازی به ما گفته بودند که اسناد  نامه های مهم نظامی و دولتی بسته به اهمیت آنها دارای طبقه بندی (اگر درست یادم مانده باشد به ترتیب محرمانه ، خیلی محرمانه ، فوق محرمانه ، سری ، فوق سری ) هستند.آن موقع می گفتند  افشاء نامه های با طبقه بندی محرمانه و خیلی محرمانه جرم است و در مورد بقیه افشا که هیچ حتی دسترسی به چنین نامه هایی جرم محسوب می شود .

با تعجب (شرکت ما دولتی نیست هیچ با شرکت های دولتی و نظامی هم مطلقا سرو کاری نداریم )نامه را برانداز کردم و دیدم اسم خود بنده را روی پاکت نوشته اند. از دوران سربازی مدت زیادی گذشته است  ولی تا آنجا که یادم می آید نامه محرمانه توسط پیک مخصوص ارسال می شد و فقط به دست خود گیرنده می رسید . این نامه ظاهرا محرمانه را با پست عادی فرستاده بودند. فرستنده نامه وزارت امور اقتصادی و دارایی بود . فکر کردم حتما توی اظهارنامه ارسالی شرکت مشکلی پیدا شده . ولی برای چنین چیزی ارسال نامه محرمانه موضوعیتی ندارد .

به هر حال با ترس و لرز پاکت کذایی را باز کردم و دیدم روی نامه داخل آن مهر« خیلی محرمانه» چاپ شده بود. مشکل شد دو تا .

چه دردسرتان بدهم با عجله متن نامه را خواندم و متوجه شدم این نامه مثلا دعوتنامه سازمان امور مالیاتی برای ثبت نام در بانک اطلاعاتی سازمان مذکور برای اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده است .

من که سر درنیاوردم برای چنین چیزی چرا باید نامه محرمانه (یا خیلی محرمانه ) برای خلایق فرستاده شود .

به هر حال در نامه کذایی قید شده بود که شرکت ما در مرحله اول طرح شناسایی مودیان قرار گرفته و  باید تا قبل از 25 شهریور (یعنی فردای دریافت نامه ) به سایت سازمان امور مالیاتی مراجعه در آنجا ثبت نام و از فرم ثبت نامی پرینت بگیریم و پرینت مذکور را برای سازمان ارسال کنیم در غیر این صورت مشمول 75 درصد جریمه خواهیم شد

ما هم که پول به جونمون بسته همین مالیات را هم زورکی می دهیم چه رسد به پرداخت جریمه، آن هم 75 درصد . بلافاصله به سایتی که معرفی شده بود(www.VAT.ir/Registration) رفتم.اما پیغام error دریافت کردم. خاک بر سر ها این همه خلق الله را تیغ می زنند بعد برای دوزار کمتر پول دادن سایت شان را روی سرور گداخانه می گذارند که وقتی دو نفر به سایت وصل می شوند نفر سوم پیغام ارور بگیرد.

خلاصه با هر بدبختی بود تا شب سعی کردیم وارد سایت کذایی شویم . وقتی صفحه اول سایت را دیدم واقعا خشکم زد . بدبخت ها به خزانه مملکت وصل هستند آن موقع طراحی سایتشان را داده اند به یک عقب مانده ذهنی که حتی از Template  مجانی هم بلد نیست استفاده کند.

تا خود اذان مغرب با این سایت ور می رفتیم بلکه صفحه ثبت نام باز شود ، نشد که نشد.

در نامه محرمانه ای که برای ما فرستاده بودند شماره تلفنی درج شده بود که اگر مشکلی داشتید با این شماره تماس بگیرید . ولی این شماره از صبح تا شب زنگ می خورد و هیچ کس نبود آن را بردارد. 

حدس زدم این هم شیوه جدید درآمد زایی در سازمان امور مالیاتی است . تمام این دلقک بازی ها هم  سرکاری است و اصلا سایت به عمد اینجوری طراحی شده که کسی نتواند در آن ثبت نام کند تا بهانه ای باشد که همه خلایق را 75 درصد جریمه کنند .

فردای آن روز که طبق اطلاعیه کذایی در صفحه اول سایت آخرین مهلت ثبت نام بود هم همین داستان از صبح تا شب ادامه داشت . ما هم کم کم خودمان را آماده کردیم و داشتیم پول خردهایمان را شمردیم که جریمه این گدا ها را بدهیم.

روز بعد از آن دوباره به سایت کذایی رفتم که ببینم جریمه کذایی بیشتر شده یا نه که متوجه تغییراتی در سایت کذایی شدم . عاقلان شهر ما بالاخره تصمیم گرفته بودند دستی به سر روی این سایت زهوار درد رفته بکشند .

اینبار به جای ارور های معمول به فارسی به شما پیشنهاد می شد که بعدا مراجعه کنید . همچنین در صفحه اول  اطلاعیه شماره 2  خودنمایی می کرد  و در آن مژده داده بودند که به علت استقبال مردم از این طرح، مهلت ثبت نام تا پنج روز بعد یعنی اول مهر تمدید شد.

احتیاجی به گفتن نیست که در این پنج روز هم بازهم داستان مشابهی در انتظار ما بود و بازهم صفحه ثبت نام  باز نشد که نشد .

امروز که به سایت کذایی مراجعه کردم با مزه ترین اطلاعیه ممکن در آن دیده می شد . طبق این اطلاعیه به علت استقبال شدید مردم از این طرح و همچنین قرار گرفتن در ماه مبارک رمضان  و شب های قدر (حضرات به تقویم دسترسی نداشتند و تا دیروز نمی دانستند  که فاصله  25 شهریور تا اول مهر در ماه رمضان قرار دارد )، مهلت ثبت نام تا 10 روی دیگر یعنی 11 مهر تمدید شده است . (اگر فکر می کنید از خودم درآوردم می توانید خودتان به سایت سازمان امور مالیاتی تشریف و دلیل تمدید سه باره مهلت ثبت نام را بخوانید )





لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه 2 مهر 1387 ، توسط مهدی .:. نظرات : ()


ماه رمضان و تلویزیون

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

ظاهرا سیاست تلویزیون ایران این است که در ماه رمضان با پخش برنامه های مناسبتی درجه یک در ساعات افطار  خلایق را از زندگی سیر کند و افطار آنها را برایشان به زهرمار تبدیل کند .+ .+.+ .

در راستای همین سیاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی دیشب برنامه ای از شبکه سوم پخش شد که یک جوانک نیمچه خل با عینکی مسخره  آن را اجرا می کرد و پیرزن و پیرمردی که اعضای بدن فرزندشان را اهدا کرده بودند به همراه  آقایی که  قلب فرزند این دو را دریافت کرده بود مهمان این برنامه بودند.

تماشای این برنامه نشان می داد که یک انسان چقدر می تواند خبیث و حقیر باشد. دریافت کننده قلب با آب و تاب تعریف می کرد که دکترها به او گفته بودند که یا باید باطری در قلبش کار بگذارند یا اینکه اهدا کننده ای پیدا شود و  قلبش را در سینه او قرار دهند . مردک با کمال وقاحت از شب زنده داری و دعا هایش برای پیدا شدن اهدا کننده تعریف می کرد. (معنی فارسی  این جمله : ایشان شب و روز دعا می کردند  یک نفر آدم سالم بمیرد تا قلب او را از سینه اش درآوردند و به این مردک مریض بدهند تا او بتواند بیشتر به این زندگی نکبت بارش ادامه دهد)

اما بشنوید از عمق خباثت دکترهایی (البته صحیح ترش سلاخ است) که جسد بی جان آن بی نوا را قطعه قطعه کرده اند تا اعضای آن را به افراد دیگر اهدا کنند و همچنین دریافت کنندگان آن اعضا. به گفته مادر آن مرحوم پزشکان محترم علاوه بر قلب دو کلیه ، ریه ، کبد  و لوزالمعده را از بدن آن بنده خدا بیرون آورده و به دیگران داده اند . باز به گفته همین خانم بعد از گذشت یک سال از آن قضیه تنها همین آقایی که قلب آن مرحوم را دریافت کرده است با این خانواده مراوده می کند و پنج نفر دیگر که سایر اعضا را دریافت کرده اند حتی یکبار هم به این خانواده سر نزده اند.

 ظاهرا به محض اینکه آن بنده خدا نفس آخر را کشیده و پدر و مادرش معلوم نیست در چه شرایطی به اهدا اعضای وی رضایت دادند پزشکان محترم تیغ به دست به جسد آن بی نوا یورش برده اند و تمامی اعضا و جوارح قابل استفاده  او را سلاخی کردند. آن مرحوم شانس آورده بود که کسی در آن بیمارستان ناخنش برنگشته بود و گرنه ناخن های وی را هم جدا می کردند و به آن بیمار واگذار می کردند ....

اما هرچه باشد این برنامه نشان داد یک انسان چقدر می تواند خودخواه و  پلید باشد. این برنامه نشان داد که مثلا فردی که بر اثر پرخوری لوزالمعده اش آسیب دیده  یا آنقدر سیگار و مخدرات دیگر مصرف کرده که ریه اش نابود شده می تواند صبح تا شب رو به آسمان دعا کند تا یک نفر انسان سالم نفس آخر را بکشد و اطمینان داشته باشد  پزشکان حازق و تیغ به دست این کشور خانواده فرد متوفی  را هر جور شده  راضی می کنند تا اجازه دهند جسد فرزندشان سلاخی شود و لوزالمعده یا ریه آن بی نوا را به این آدم نکبت بدهند تا بیشتر پرخوری کند یا سیگار دود کند .   





لینک ثابت نوشته شده در شنبه 16 شهریور 1387 ، توسط مهدی .:. نظرات : ()

پرسشنامه اطلاعات افراد خانوار (قسمت سوم)

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

این مطلب در پاسخ به پدرام عزیز كه درباره طرح جمع اوری اطلاعات خانوار پرسیده بودند است.

1-همانطور كه در بخش قبل عرض شد كلا نحوه طراحی این پرسشنامه ها نشان دهنده  سرهم بندی شده بودن و رفع تكلیف طراحان آن است.  به نظر نمی رسد قصد اصلی از توزیع این پرسشنامه ها كسب اطلاعات باشد. چه كمتر از دو سال قبل سوالات مشابه با جزئیات بیشتر توسط ماموران آموزش دیده در قالب طرح سرشماری نفوس و مسكن از اتباع ایرانی پرسیده و ثبت شد . قاعدتا اگر هدف اطلاع از نوع منزل مسكونی و یا داشتن و نداشتن خودرو شخصی بود پاسخ آن را می شد خیلی ساده و با صرف هزینه بسیار كمی از نتایج  سرشماری سال 1385 بدست آورد.

2-نكته دیگر اینكه از نظر طراحان پرسشنامه مذكور تنها منزل مسكونی و اتومبیل شخصی  جزو دارایی افراد محسوب می شود و بر اساس قیمت  آنها قرار است درباره سطح ثروت افراد قضاوت شود. یعنی دارایی های دیگر مانند پول نقد ،طلا ، سهام ، اوراق قرضه و..... جزو دارایی افراد محسوب نمی شود.

در دهه 70دادگاهی جنجالی برگزار شد كه متهمان آن دو برادر بودند به نام افراشته پور. این دو در آن سال ها به   برادران برج ساز معروف شده بودند و نقل بود كه جزو ثروتمند ترین افراد تهران (به عبارت دیگر ایران ) هستند . هنگامی كه دادگاه حكم توقیف و مصادره اموال غیر منقول این دو را صادر كرده بود تازه مشخص شد كه این دو نفر حتی منزل مسكونی هم به نام خودشان ندارند و در منزل استیجاری زندگی می كنند . (گویا در دو سال  آخر  مستاجر  منزل خانم فائقه آتشین (گوگوش) بودند. این دو معتقد بودند كه نباید سرمایه را با خرید منزل مسكونی معطل كرد بلكه باید با آن كار كرد و از آن كسب درآمد كرد.همینطور تمامی واحدهای برج های ساخته شده توسط این دو پیش فروش شده بود و سند آنها بمتعلق به خریداران بود. 

تعداد افرادی كه علیرغم ثروت زیاد در منزل استیجاری زندگی می كنند كم نیست.مسلما كسی كه می تواند ماهیانه پنج میلیون تومان اجاره بپردازد توانایی خرید منزل راهم دارد . حالا طبق این فرم احتمالا چنین فردی چون مستاجر است نسبت به كسی كه مالك یك خانه 50 متری در جنوب شهر است نیاز به دریافت سوبسید بیشتری دارد.

به شخصه فرد نزول خواری را در بازار می شناسم كه بسیاری از كسبه بازار به وی بدهكارند و ماهیانه میلیون ها تومان نزول از مردم دریافت می كند . همین فرد با اتومبیل اپل عهد عتیق رفت و آمد می كند و لباس های وصله دار می پوشد . از نظر دولت مهرورزی این شخص چون سوار خودرور عهد عتیق كه قیمت آن كمتر از 2 میلیون تومان است می شود از بنده خدایی كه با یك وانت 10 میلیون تومانی در شهر باربری می كند مستحق تر است و كمك بیشتری باید دریافت كند

3-به فرض كه برای تمامی این مسائل قبلا چاره اندیشی شده باشد ( كه بسیار بعید است) خود طرح پرداخت نقدی یارانه ( سوبسید) كلا زیر سوال است. اولین اشكال چنین كاری ترویج روحیه گداپروری در جامعه است .با این طرح به طور غیر مستقیم به افراد گفته می شود كه خودتان را فقیر تر نشان بدهید تا سهم بیشتری از اكرام های ماهیانه دولت محترم داشته باشید.

خاطرم هست كه در دهه 70 وقتی اولین سرشماری نفوس مسكن بعد از جنگ  انجام شد مشخص شد كه تعداد كوپن هایی كه مردم با ارائه شناسنامه به سازمان بسیج اقتصادی دریافت كرده بودند حدود 3 میلیون عدد بیشتر از كل جمعیت ایران بود.

در چنین طرحی هم  (البته در صورت عملی شدن )وجود پنهانكاری و كلك برای دریافت سهم بیشتر زیاد دور از ذهن نیست.

4-از همه اینها گذشته نقدی كردن سوبسید می تواند به ضد خود تبدیل شود . همانطور كه قبلا درباره سوبسید گفتیم دولت با پرداخت سوبسید برای كالاهای خاصی مردم را تشویق می كند تا از آن كالا استفاده كنند. زیرا كه در حالت عادی ممكن است مردم تمایلی به استفاده از آن كالا  به آن اندازه نداشته باشند.و بر عكس با وضع مالیات می كوشد تا از تمایل افراد به مصرف برخی كالاها بكاهد.

یك مثال ساده برای درك این موضوع : استفاده از شیر در سلامت افراد بسیار موثر است . برخی دولت ها برای اینكه هم جامعه سالم تری داشته باشند و در نتیجه  بهره وری بالاتری داشته باشند و  هم هزینه كمتری برای درمان افراد بپردازندبرای شیر ولبنیات سوبسید می دهند.

عكس این قضیه درباره سیگار وجود دارد. نظر به مضر بودن این كالا معمولا دولت ها بر روی سیگار مالیات سنگینی وضع می كنند تا افراد رغبت كمتری برای خرید این كالا داشته باشند.    

برای سادگی محاسبه فرض كنیم دولت محترم بر روی هر نخ سیگار 5 تومان مالیات وضع كند و از هر پاكت سیگار 100 تومان مالیات دریافت كند . از آن طرف برای هر لیتر شیر 100 تومان سوبسیدبدهد.

با نقدی شدن سوبسید  این صد تومان به جای اینكه به دامدار پرداخت شود به سرپرست های خانواده ها كه مصرف كننده نهایی هستند پرداخت شده تا خودشان شخصا آنرا صرف خرید شیر بکنند. با توجه به اینكه بر عكس شیر مطلوبیت سیگار كوتاه مدت است و زیان آن در بلند مدت مشخص می شود تقریبا بدیهی است كه سرپرست خانواری که سیگاری است سوبسید دریافتی بابت شیر را برای خنثی كردن اثر مالیات وضع شده روی سیگار  هزینه کند و دیناری از آن مبلغ صرف خرید شیر نشود.

البته این فرض خوشبینانه است در كشوری كه به اعتراف مسئولان آن اعتیاد در آن بیداد می كند متاسفانه احتمال اینكه بخش عمده ای از این حجم سوبسیدی كه برای خرید كالای اساسی در اختیار خلق الله قرار می گیرد صرف خرید مواد مخدر شود بسیار بالااست.

5-پرداخت نقدی سوبسید (مانند پرداخت غیر نقدی آن) در برخی كشورهای رایج است اما به صورت هدفمند. به عنوان مثال در كشور آلمان به خانم هایی كه صاحب فرزند می شوند به مدت چند سال ماهیانه مبلغی به عنوان كمك خرج پرداخت می شود. احتمالا می دانید كه رشد جمعیت در این كشور منفی است و دولت از این طریق سعی دارد تا افراد  را به تشكیل خانواده و تولید مثل ترغیب كند.

حال ببینیم هدف از پرداخت سوبسید به  این گونه كه دولت محترم در نظر دارد چیست . گویا قرار است هركس فقیر تر باشد از سوبسید بیشتری برخوردار شود. لازم نیست افراد کار خاصی انجام دهند کافی است بد بخت و بیچاره باشند تا از سفره سهمی ببرند هرچه فقیرتر و بدبخت تر باشند سهم آنها بیشتر است. یعنی دولت محترم قصد دارد مردم را ترغیب كند تا هر چه می توانند  فقیر تر گداتر بشوند تا سهم بیشتری از نفت به دامانشان سرازیر شود.....





لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد 1387 ، توسط مهدی .:. نظرات : ()

سوابق اخلاقی کردان

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

فرشته پاک نظر

با وجود گذشت یک هفته از رأی اعتماد پر حرف و حدیث نمایندگان مجلس هشتم به علی کردان وزیر کشور ‏پیشنهادی محمود احمدی نژاد ، جنجال بر سر سوابق مالی و اخلاقی سیاسی ترین وزیر کابینه نهم ادامه دارد .‏
‏ ‏
این جنجال ها البته به دلیل آنچه که رعایت مسائل اخلاقی خوانده می شود تنها درباره مدرک تحصیلی جعلی وزیر ‏کشور تداوم دارد، در حالی که گفته می شود رسوایی های اخلاقی علی کردان نیز دست کمی از رسوایی های مالی ‏و نیز جعل مدرک تحصیلی ندارد .‏

در همین رابطه روز گذشته یک منبع آگاه با افشای سوابق غیر اخلاقی علی کردان اطلاعات تازه ای از رشد وی ‏در دستگاه حکومتی ایران منتشر ساخت . ‏

بنا به این گزارش علی کردان در تاریخ 31/3/57 به اتهام "ازاله بکارت" توسط شعبه اول دادسرای ساری ‏بازداشت می شود و تا تاریخ 8/5/57 در زندان ساری بوده است . در این تاریخ با قرار قبولی کفالت از زندان ‏آزاد می شود تا قاضی دادگاه شعبه سوم دادگستری ساری درباره اتهام وی رأی خود را صادر کند . ‏

اما در این روزها و ایام فضای سیاسی شهرستان ساری نیز همانند سایر نقاط ایران فضایی انقلابی بوده که سبب ‏ایجاد اختلال در روند عادی امور قضایی نیز می شود . در این مدت علی کردان از فضای انقلابی و جو احساسی ‏شهر استفاده کرده و خود را به عنوان یک انقلابی معرفی می کند . ‏

بسیاری از فعالان سیاسی نیز که از دلیل اصلی بازداشت کردان بی خبر بوده اند، او را به این گمان که به دلیل ‏سوابق انقلابی توسط ساواک بازداشت شده بود در کنار خود می پذیرند و از این پس مهر فعال انقلاب اسلامی به ‏اشتباه بر پیشانی علی کردان خورده می شود . ‏

اما کردان که خود از دلایل اصلی بازداشتش توسط شعبه اول دادسرای عمومی ساری و گزارشات مردمی مندرج ‏در پرونده به خوبی آگاهی داشته تلاش خود را معطوف به از میان بردن سوابق می کند. او پس از پیروزی انقلاب ‏در بهمن سال 57 به سرعت خود را برای از میان بردن پرودنده آماده می کند و لذا با پیشنهاد خودش و تلاش ‏بسیار وارد کمیته انقلاب اسلامی می شود. فرماندهی او در کمیته انقلاب که یکی از مأموریت هایش برخورد با ‏مفاسد اخلاقی بوده و برقراری رابطه با دادستان وقت ساری "اصغر جمعه ای" سبب می شود که این پرونده برای ‏مدتی مختومه شود .‏

بعدها رابطه حاج اصغر جمعه ای و علی کردان ادامه پیدا می کند تا کردان معاون اداری مالی سازمان صدا و ‏سیما می شود . او در این سمت برای جبران لطف اصغر جمعه ای فرزند ارشدش روح الله جمعه ای را به سازمان ‏صدا و سیما می برد و او را به عنوان خبرنگار پارلمانی به مجلس ششم اعزام می کند تا تدارک دهنده حملات تند ‏صدا و سیمای لاریجانی علیه نمایندگان اصلاح طلب باشد . ‏

کردان پس از کسب مقام ریاست سازمان فنی و حرفه ای کشور نیز روح الله جمعه ای را به عنوان مدیر کل روابط ‏عمومی و امور بین الملل این سازمان منصوب می کند و همزمان او را به عنوان نماینده کارگران ایران ! به ‏عضویت هیئت منصفه مطبوعات در می آورد . ‏

روح الله جمعه ای نیز بعداً در مقام معاون خبر خبرگزاری دولتی ایرنا الطاف علی کردان را جبران می کند و حتی ‏به دستور او خبرگزاری ایرنا در اقدامی غیر حرفه ای و عجیب از انتشار سخنان نمایندگان مخالف کردان ممانعت ‏به عمل می آورد و سخنان نمایندگان مخالف که در رادیو مجلس نیز منتشر شده بود به عنوان "خبر محرمانه" ‏برای مقامات عالی کشور ارسال می گردد . ‏

اما این همه ماجرای مربوط به کردان نیست، چرا که دوست و یار صمیمی او اصغر جمعه ای تنها موفق شده بود ‏پرونده علی کردان را بایگانی کند و این پرونده 14 سال بعد از انقلاب و با استعلام معاون وقت دادسرای عمومی ‏ساری از زندان ساری دوباره به جریان افتاده است.‏

در این ماجرا که در سال 71 رخ می دهد رئیس زندان ساری در نامه ای به معاون دادسرای عمومی این شهر ‏اصل ماجرا را تشریح می کند . ‏

متن این نامه که با سربرگ قوه قضائیه و اداره کل زندان مازندران از سوی اداره زندان ساری خطاب به معاون ‏دادسرای عمومی ساری منتشر شده ، آمده است :‏

‏"احتراماً عطف به شماره 2 مورخه 1/1/71 به استحضار می رساند با بررسی به عمل آمده ، آقای عوضعلی ‏معروف به علی کردان فرزند کمال طی قرار شماره 257/57 ک ش مورخه 31/3/57 از طریق دادیار شعبه اول ‏تحقیق آن دادسرا به اتهام ازاله بکارت بازداشت و برابر نامه شماره 1714 مورخه 8/5/57 منشی شعبه سوم ‏دادگاه شهرستان ساری با قرار قبولی کفالت از زندان آزاد شده است . مراتب جهت هر گونه اقدام مقتضی اعلام ‏می گردد "‏

اما در آن زمان علی کردان از مسئولین ارشد دانشگاه امام حسین (ع) سپاه پاسدران بود که کسی را یارای مقابله با ‏او و احضار مجددش به دادگاه نبود . لذا این بار نیز با لابی های گسترده ای که این سردار عالی رتبه سپاه داشت ‏موفق شد بار دیگر پرونده اخلاقی اش را بایگانی کند . ‏

اکنون برخی منتقدان کردان معتقدند با آشکار شدن برخی فسادهای مالی، اخلاقی و جعل مدرک تحصیلی توسط ‏وی، شاید بار دیگر زمان بررسی دلیل اصلی زندان رفتن کردان در دوران حکومت پهلوی فرا رسیده باشد. ‏





تصویر حکم بازداشت کردان در سال 57 ، 2 ،
لینک ثابت نوشته شده در شنبه 26 مرداد 1387 ، توسط مهدی .:. نظرات : ()

پرسشنامه اطلاعات افراد خانوار (قسمت دوم)

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

گفتیم كه پرسشنامه جمع اوری اطلاعات خانوار سركاری است. وای بر ما مردم قدر ناشناس كه زحمت های شبانه روزی این دولت مهرورز خدمتگذار را ارج نمی نهیم و از همه چیز ایراد می گیریم .

كجای این پرسشنامه ها سركاری است؟ دولت خدوم و زحمت كش با زحمت و مشقت فراوان پرسشنامه ای را طراحی كرده و می خواهد اطلاعات اقتصادی خانوار های ایرانی را جمع آوری كند و بر اساس آن اطلاعات به خانواده هایی كه درآمد كمتری دارند سهم بیشتری از پول نفت ( به قول خودشان یارانه یا همان سوبسید)بدهد.آن گووه كه رئیس جمهور محبوب و خوش تیپ كشورمان اعلام كرده این كار قرار است حداكثر ظرف شش ماه به انجام برسد و قبل از پایان سال (یعنی قبل از آغاز انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد) هر ماه پولی را نقدا به حساب كسانی كه این پرسشنامه را پر كرده اند واریز شود.(تقریبا همان وعده مضحك 50 هزار تومان ماهیانه ای كه آقای كروبی به مردم داده بود)

البته ذیل این پرسشنامه هم خلایق تهدید شده اند اگر اطلاعات غلط بدهند عواقب سختی در انتظارشان خواهد بود. ظاهرا قرار است اطلاعات موجود در این فرم ها با اطلاعات موجود در مراكز دیگر كشور مقایسه و راستی آزمایی شود.

از همین وعده های ضرب العجلی مشخص است كه كل این فرم ها و دریافت اطلاعات سركاری است و وعده های داده شده نیز تو خالی است . توجه به یك مثال آشنا درك قضیه را آسان تر می كند .

نمونه فرم های مشابهی كه اغلب جوانان ایرانی در نیم قرن اخیر با آن آشنایی دارند فرم ثبت نام كنكور است. از حدود نیم قرن پیش سازمان سنجش فرم های را در اختیار داوطلبان شركت در كنكور قرار می داد كه داوطلبان بایستی آن ها را با مداد سیاه نرم پررنگ پر می كردند و برای سازمان سنجش ارسال می كردند در سازمان مذكور اطلاعات موجود در فرم ها به سیستم سازمان سنجش وارد و برای داوطلبان كارت ورورد به جلسه صادر می شد. (البته گویا در یكی دو سال اخیر ورود اطلاعات به سیستم سازمان سنجش از طریق اینترنت و توسط خود داوطلبان انجام می شود)

در فرم های داوطلبان كنكور به جز نام و نام خانوادگی كه به دو بار (یكبار سرهم و یك بار با حروف مجزا ) نوشته می شد بقیه سوالات پاسخ شان به صورت كد بود كه باید با مداد سیاه نرم پررنگ روی اعداد سیاه می شد همچنین نباید به هیچ عنوان كاغذ فرم ها را تا یا مچاله می كردند.

دلیل تاكید بر مداد سیاه نرم پررنگ  و عدم تا كردن كاغذ فرم در همه جای فرم و دفترچه كنكور این بود كه این فرم ها درون دستگاه های علامت خوان  قرار می گرفت و ر واقع به وسیله این دستگاه ها اطلاعات افراد استخراج می شد. به این صورت سرعت عمل ثبت اطلاعات افراد بالا می رفت .

در كنكور حداكثر شركت كنندگان در یك سال یك میلیون نفر و حداقل مدرك تحصیلی افراد داوطلب شركت در آن دیپلم دبیرستان است. همچنین فرض سازمان سنجش این است كه تمامی اطلاعات ارائه شده توسط افراد صد در صد صحیح است و نیازی به استعلام از مراكز مختلف نیست.

مثلا اگر یك نفر با 16 سال سن داوطلب كنكور بود و در فرم ثبت نام می نوشت كه دیپلم دبیرستان دارد و خدمت سربازی را هم انجام داده است. فرض سازمان سنجش این بود كه این آقا صد در صد صحیح می گوید و دبیرستان را به صورت جهشی خوانده و در چهارده سالگی دیپلم گرفته و دو سال هم به خدمت سربازی رفته است . به هیچ عنوان نه از آموزش و پرورش استعلام می شد كه چنین فردی دیپلم دارد نه از نظام وظیفه كه چنین فردی سربازی رفته است یا خیر. اگر این فرد در كنكور قبول می شد تازه این وظیفه دانشگاه محل تحصیل وی بود كه ببنید دیپلم دارد یا خیر یا كارت پایان خدمت وی جعلی نیست.

با وجود تمامی این تمهیدات و تجارب سازمان سنجش تنها ثبت اطلاعات حدود یك میلیون پرسشنامه داوطلبان كه توسط افرادی با حداقل تحصیلات دیپلم با ضریب هوشی بالاتر از متوسط (در كتاب روانشناسی سال چهارم نظام قدیم نوشته بود فردی كه توانسته است تا مقطع دیپلم دبیرستان تحصیل كند قاعدتا از ضریب هوشی بالاتر از متوسط برخوردار است) تقریبا شش ماه زمان می برد.

برگردیم به پرسشنامه های اطلاعات اقتصادی خانوار . در راهنمای تكمیل این فرم ها تاكید شده  با یك خودكار آبی پر شود. (حواستان باشد اگر با  دو تا خودكار آبی  یا یك خودكار مشكی، سبز یا قرمز یا با روان نویس یا خودنویس این فرم را پر كنید احتمالا منفجر می شوید)

به همین سادگی مشخص است كه از دستگاه علامت خوان خبری نیست و قرار است یك مشت بیكار الدوله این فرم ها را دستشان بگیرند و تك تك اطلاعات موجود در این فرم ها را به صورت دستی وارد سیستم كنند.  

در توصیه دیگر نحوه محاسبه هزار ریال و میلیون ریال به خلایق آموزش داده شده .یعنی  طراحان فرم  اذعان داشته اند كه پر كنندگان فرم احتمالا از سطح سواد پایینی برخوردارند و احتمالا حتی تا كلاس پنجم دبستان هم تحصیل نكرده اند .

از قضا اگر طراحان مذكور تنها یكجا عقلشان را به كار گرفته باشند همین بخش است.واقعیت این است كه اغلب افرادی كه درآمد كمتری دارند و تبعا این فرم ها برای شناسایی آنها تهیه شده از سطح تحصیلات پایینی دارند و احتمالا بسیاری از آنها كلا فاقد  سواد خواندن و نوشتن هستند حالا چگونه به مخیله دانشمندان دولت مهرورزی خطور كرده برای شناسایی این افراد باید از آنها خواست تا پرسشنامه پر كنند خدا عالم است. البته درك اینكه پیشنهاد دهنده چنین كاری خودش هم فاقد كمترین شعور ممكنه است ضریب هوشی بالایی نمی خواهد.

فرض را بر این می گذاریم كه تمام ایرانی ها حتی در روستا های دور افتاده از وجود چنین فرم هایی با خبر بشوند (معمولا اهالی روستا به رسانه های جمعی دسترسی ندارند) و آنها را پر كنند و برای درگاه (خیلی واژه باحالی است) ملی آمار ایران ارسال كنند. حالا نوبت علاف الدوله های این درگاه است كه این اطلاعات را وارد سیستم كنند.

زیاد بدبین نباشیم و فرض كنیم هیچ فرمی نا خوانا نباشد و به سادگی هر چه تمام تر اطلاعات موجود در آن را بشود در سیستم وارد كرد.آنگونه كه دولت محترم اعلام كرده است 25 میلیون فرم چاپ شده است و در بین مردم توزیع می شود . با فرض اینكه 20 میلیون فرم پر شود یعنی حجم این فرم ها 20 برابر فرم هایی است كه سازمان سنجش برای داوطلبان كنكور چاپ می كند و اطلاعات آن را با دستگاه علامت خوان وارد سیستم می كند.

حتی اگر سرعت عمل بیکار الدوله های درگاه ملی آمار با دستگاه علامت خوان برابری کند بازهم  حدود 20 برابر زمانی كه سازمان سنجش برای تكمیل ورود اطلاعات زمان صرف می كند  زمان لازم است.البته تنها برای ورود اطلاعات . در مرحله بعد قرار است صحت این اطلاعات از مراكز دیگر هم استعلام شود.

بی جهت نیست كه جزئیات این طرح تا كنون در اختیار كسی قرار نگرفته است احتمالا اصلا هیچ طرحی در كار نیست و مانند بقیه اقدامات این دولت خدمتگذار این یكی هم كلا سركاری است.





لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد 1387 ، توسط مهدی .:. نظرات : ()

یک مدرک، 20 غلط

موضوع پست : مملکت گل وبلبل

محبوبه نیك‌نهاد

در حالی كه معاون حقوقی احمدی‌نژاد تهدید كرده كه از افشا کنندگان جعلی بودن مدرك وزیر كشور شكایت خواهد ‏كرد، چندین وبلاگ و سایت خبری دیروز عرصه افشاگری‌های وب‌نویسان درباره ابعاد مختلف مدرك جعلی علی ‏كردان بود؛ به طوری كه در عرض مدتی کوتاه چندین خطای آشكار رخ داده در جعل این سند، در فضای وب ‏علنی شد.‏

مچ‌گیری وب‌نگاران از وزیر كشور احمدی‌نژاد كه ادعای دریافت دكترای افتخاری از دانشگاه آكسفورد – ‏قدیمی‌ترین دانشگاه انگستان – را كرده بود، در حالی است كه سایت "الف" وابسته به احمد توكلی نماینده شاخص ‏اصولگرا نیز بار دیگر با نامه‌‌نگاری با "اداره مطبوعات و اطلاعات آكسفورد" بر دروغین بودن مدرك علی ‏كردان تاكید كرد.‏

بر اساس نامه مكتوبی كه در این سایت منتشر شده و به امضای اداره مذكور رسیده، هیچ ركوردی در دانشگاه ‏آكسفورد درباره شخصی به نام علی كردان، تحت عنوان دكترای افتخاری یا هر عنوان دیگر، وجود ندارد. در این ‏نامه همچنین تاكید شده كه سه نام امضاكننده مدرك كردان، هیچ‌یك در زمینه حقوق فعالیت ندارند و نیز هیچ‌كدام ‏حق امضای مدارك این دانشگاه را ندارند.‏

پیش از این هم اداره تایید مدارك دانشگاه آكسفورد در پاسخ به استعلام این پایگاه خبری، تصریح كرده بود: "با ‏تشکر از سوالات ارسالی در ارتباط با آقای علی کردان. دانشگاه آکسفورد مدرک دکتری افتخاری می‏دهد، اما نه ‏به کارهای ارسالی از کشورهای دیگر. آقای کردان مدرک دکتری افتخاری از دانشگاه آکسفورد نگرفته است. ‏بررسی های ما سابقه ای از ارایه دکتری به آقای علی کردان نشان نمی دهد."‏

‎غلط های جاعل مدرك كردان‎

در پی ادعای وزیر كشور جدید دولت نهم در خصوص مدرك خود و انتشار متن و تصویر آن در رسانه‌ها، دهها ‏كامنت در سایت‌های خبری در خصوص دلایل جعلی بودن این مدرك منتشر شد. چند نمونه از اشكالاتی كه ‏وب‌نگاران از مدرك م