اگر این چندماهه اخیر نگاهی به قبض برق یا گاز انداخته باشید لابد متوجه شده اید که یک ستون به نام سهم دولت به این قبض اضافه شده است . آنگونه که در این قبوض نوشته شده دو سه برابر پولی که شما بابت مصرفتان می پردازید را دولت پرداخت می کند .
احتمالا برای شما هم سوال پیش آمده که این دولت گدا گشنه از کی تا حالا دست بده هم پیدا کرده ؟ مگر شما برق را می خورید که اینهمه پولش شده که دولت مجبور باشد کریمانه دو سوم ان را بپردازد و شما را نمک گیر کند؟ اصلا این دولت گدا گشنه اینهمه پول از کجا آورده که اینگونه حاتم وار برای رفاه حال خلق الله ناسپاس هزینه می کند؟ از همه اینها گذشته این پول هنگفت به جیب چه کسی می رود؟
آنگونه که حضرات دولتی مدعی هستند این مبلغ در واقع سوبسید یا به قول بعضی ها یارانه ای است که دولت بابت برق و گاز می پردازد. (استاد بهاالدین خرمشاهی و آثارشان را بی نهایت دوست دارم و برایشان احترام فوق العاده ای قائلم ولی این واژه یارانه که ایشان به عنوان معادل سوبسید ابداع کرده اند واقعا جفنگ است)
شاید بد نباشد ببنیم این سوبسید اصلا چیست و دولت محترم به چه مناسبت و به چه کسی می پردازد.
همانطور که احتمالا شما هم می دانید سوبسید عکس مالیات است یعنی مالیات پولی است که دولت از افراد دریافت می کند ولی سوبسید پولی است که دولت به مردم می پردازد .
دلیل پرداخت این پول به عنوان سوبسید چیست؟
آنگونه که در کتب اقتصادی نوشته شده سوبسید ابزاری در دست دولت ها برای اعمال سیاست های تشویقی است (همانگونه که یکی از کارکردهای مالیات نیز اعمال سیاست ها بازدارنده است)
به عنوان مثال حکومت ایالات متحده سال ها است که برای در دست داشتن بازار محصولاتی نظیر گندم ، شکر، ذرت و..... سوبسید های کلانی را به کشاورزان این کشور می پردازد با این سیاست کشاورز امریکایی با خیال راحت اقدام به کاشت گندم می کند و آن را با بهایی که دولت می گوید می فروشد. بدیهی است که سود او توسط دولت تضمین و پرداخت می شود. این پول از محل مالیات هایی می آید که دولت از صاحبان مشاغل دیگر مانند تولید کنندگان سیگار، مشروبات الکلی ، کازینو دارها ، ..... اخذ می کند چون احتمالا به اعتقاد دولت این کشور اینگونه فعالیت ها مضر به حال اجتماع هستند و بایستی مالیات بیشتری بپردازند و از آن طرف کشاورزی فعالیتی مفید به حال کشور بوده و باید سوبسید دریافت کند.
آنها که دهه 80 را به خاطر دارند لابد نخست وزیر مقتدر انگلستان خانم مارگارت تاچر را به یاد می آورند. یکی از جنجالی ترین دوران حکومت این خانم زمانی بود که در قوانین آموزش عالی تغییراتی را اعمال کرد بر اساس آن تغییرات شهریه دانشگاههای کشور انگلستان به شدت افزایش میافت . این افزایش شهریه شامل تمامی رشته ها بجز اقتصاد و کامپیوتر می شد. به این ترتیب ایشان این پیام را به جامعه دادند که از نظر دولت ایشان اقتصاد و کامپیوتر رشته هایی هستند که دارای اهمیت هستند و این دولت حاضر است حتی به قیمت از دست دادن محبوبیت بین مردم هزینه تحصیل دانشجویان این دو رشته را (در واقع از جیب سایر دانشجویان) بپردازد.
در باره کشور خودمان هم مثال هایی زیادی را می شود به یاد آورد . مثلا سال ها قبل و پیش از انقلاب سال1357 کارشناسان تغذیه تشخیص دادند که عادات غذایی مردم ایران و موادی غذایی که استفاده می کنند برای سلامتی کامل آنها (مخصوصا کودکان) کافی نیستند و ممکن است عوارض خطرناکی (از جمله پوکی استخوان )را در سنین بزرگسالی برای آنها به همراه داشته باشد. بر این اساس به دولت وقت پیشنهاد دادند تا مردم را به نوشیدن شیر بیشتر ترغیب کند. یکی از طرح های ارائه شده در آن زمان عرضه شیر رایگان در مدارس (اجبار کودکان به نوشیدن شیر) بود. بر اساس محاسبات انجام شده توسط کارشناسان در آن زمان اگر دولت از پرداخت آن هزینه برای این شیر شانه خالی می کرد در سال های آینده مجبور بود چنیدین برابر آن مبالغ برای خرید دارو و انجام هزینه های درمان و افت بهره وری جامعه بپردازد.
آنها که سن و سالشان قدری بیشتر است احتمالا به خوبی به خاطر دارند که این شیرهای پاکتی عرضه شده در مدارس چه سرنوشتی پیدا کردند. در آن زمان عده ای آدم باهوش و فوق العاده دشمن شناس راز این شیرهای رایگان را خیلی زود کشف کردند.
این نوابغ در جامعه شایع کردند که این شیرها ، شیرهایی است که خانم فرح دیبا(پهلوی ) در آنها استحمام کرده اند و برای همین آنها را به رایگان به کودکان معصوم مردم می دهند. البته چون مقدار شیرها بسیار بیشتر از مقداری بود که یک نفر در آن استحمام کند افراد دیگری همچون خانم گوگوش (فائقه آتشین) و.....به جمع استحمام کنندگان با شیرهای پاکتی اضافه شدند
احتمالا بزرگترها به خوبی به خاطر دارند که این پاکت ها شیر بدون آنکه محتویاتشان خورده شود به سمت تخته سیاه پرتاب می شدند یا زیر پا قرار می گرفتند........
البته در سال های بعد از انقلاب بازهم کارشناسانی پیدا شدند که تصمیم سازان را به عرضه شیر ارزان(نه رایگان) ترغیب کنند. البته حرف های آنها سال ها خریداری نداشت ولی با گذشت زمان و شیوع بیماری پوکی استخوان در جامعه ( بخصوص بین خانم ها ) نشان داد که آن بندگان خدا حرف مفت نمی زدند. به این ترتیب دولت با اکراه شیر را به قیمت روز از گاو دارها خریداری می کرد و با قیمتی پایین تر در اختیار مردم قرار می داد . اکنون چند سالی است که توزیع این شیرها بسیار محدود شده است احتمالا نسل بعدی هم باید پوکی استخوان بگیرد تا حکومت متوجه شود سوبسید دادن برای شیر جای دوری نمی رود.
برگردیم سر بحث سوبسید . همانطور که عرض شد پرداخت سوبسید توسط دولت قاعدتا هدفمند است یعنی فکری پشت آن است . تا به دلیلی مردم را به کار یا مصرف بیشتر ترغیب کنند خواه این امر یک امر استراتژیک باشد (همچون کشاوری در امریکا) یا یک نیاز باشد ( مانند اقتصاددان در انگلستان) یا صلاح جامعه (مصرف شیر در ایران ).
دولت گداگشنه بی شرمی که وقیحانه از مردم می خواهد تا از یخچال و استفاده نکنند تا برق کمتری مصرف شود و به قدری نظر تنگ است که مانند نفت دزدکان چراغ خیابان ها را خاموش می کند و با حماقت تمام اعلام می کند تمامی چراغ ها را در هنگام برگزاری جلسات هیات دولت خاموش خواهد کرد چگونه بابت برق سوبسید می دهد؟
واقعیت این است که دولت مهرورز عزیز علاوه بر تمامی معایب اخلاقی دروغگو هم هست . چون هیچ سوبسیدی ( در معنای گفته شده ) بابت برق و گاز نمی پردازد.
.همانطور که عرض شد در تمامی موارد پرداخت سوبسید دریافت کننده وجه کسی غیر از دولت است (در مثال های ما دامدار،کشاورز و دانشگاه) اینجا که دولت، انحصار تولید و عرضه برق را در اختیار دارد. خودش هم هزینه آن را دریافت می کن .در واقع اصلا این وسط هیچ پولی غیر از آنچه مصرف کننده می پردازد رد و بدل نمی شود.بنابراین سوبسیدی به کسی پرداخت نشده است. و کل این منت گذاری تنها یک شامورتی بازی و ننه من غریبم بازی درآوردن برای فریب دادن خلق الله و خالی کردن جیب مردم است.
این رقمی هم که با سوزاندن فسفر مغزشان مورد محاسبه قرار داده اند در قبض برق درج می کنند اگر راست باشد احتمالا هزینه فرصت است نه سوبسید .
اینکه هزینه فرصت چیست و اصلا می شود بابت آن بر سر مردم منت گذاشت یا آن را از خلق الله دریافت کرد را در پست بعدی بحث خواهیم کرد.
ادامه دارد
لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر 1387 ، توسط
مهدی .:.
نظرات : ()